قرائت دفتر ۶ بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم بیت ۵۸

M6:58 — نفی ضد کرد از بهشت آن بی‌نظیر / که نباشد شمس و ضدش زمهریر

نفی ضد کرد از بهشت آن بی‌نظیرکه نباشد شمس و ضدش زمهریر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:58

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن بی‌همتا (خداوند)، تضاد را از بهشت برکنار کرد؛ چرا که نه خورشیدی آنجاست و نه سرمای سخت زمهریر. معنا: این بیت به یکی از ویژگی‌های اساسی بهشت اشاره دارد که در آن تضادها و نوسانات طبیعی (مانند گرما و سرما) وجود ندارند، زیرا جهان دیگر جهانی فارغ از تباهی و تغییر است.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از بنیادین‌ترین اوصاف بهشت، که در قرآن نیز بدان اشاره شده، می‌پردازد: نفی اضداد. خداوند بی‌نظیر، تضاد را از بهشت برکنار کرده است. این تنها یک وصف جزئی نیست، بلکه حکم فلسفی و هستی‌شناسانه است. در بهشت، نه «شمس» است و نه «زمهریر»؛ نه گرمای سوزان و نه سرمای استخوان‌سوز. این عیناً تعبیر قرآن کریم است که «لا یرون فیها شمسا و لا زمهریرا»، یعنی اهل بهشت نه آفتاب می‌بینند و نه سرمای سخت.

من قبلاً به این نکته اشاره کرده‌ام که تفانی و فنا شدنِ اشیاء در این جهان، محصول تقابل اضداد است. هر چه مرکب از اضداد باشد، دستخوش تجزیه و فنا می‌شود. اما اگر ضدی در کار نباشد، بقا نتیجه حتمی است. بنابراین، عالم بالا، عالم باقی و آباد است، نه خراب. این همان استدلال ارسطویی است که نفس چون یکپارچه و بسیط است، تجزیه نمی‌شود و باقی می‌ماند. مولانا این حکم را به کل عالم ماوراء طبیعت تعمیم می‌دهد.

نفی تضاد، صرفاً به گرما و سرما محدود نمی‌شود؛ قرآن صراحتاً از «لبن لم یتغیر طعمه» و «ماء لم یتسن» سخن می‌گوید، یعنی شیری که طعمش عوض نمی‌شود و آبی که بو نمی‌گیرد و کهنه نمی‌گردد. این در حالی است که در این جهان طبیعت، شیر پس از چند روز ترش می‌شود و آب راکد، بدبو. این تحول‌ناپذیری یعنی طبیعتِ شیر و آب در آنجا، نوعی دیگر است، فارغ از عوارض این جهان مادی. برای روشن شدن این تصویر، به عالم خواب یا عالم ذهن خود نظر کنید. شیر رؤیایی یا مفهوم شیر در ذهن ما بو نمی‌گیرد و خراب نمی‌شود. آتش ذهنی نمی‌سوزاند و آب ذهنی جاری بودن را دارد، اما اسیر قوانین فیزیکی نیست. عالم آخرت، عالم ذهن و عالم رؤیا، از این حیث، بسیار به یکدیگر نزدیک‌اند؛ همه‌چیز در آن هست، اما اوصاف طبیعی و مادی ندارد.

این نفی اضداد به ما می‌آموزد که روشنی بهشت، از جنس نور خورشید این جهانی نیست. ما باید ذهن خود را از قیود ماده و طبیعت رها سازیم تا این حقایق را دریابیم. مولانا همیشه از بالا به پایین نظر می‌کرد و این طبیعتِ فرو افتاده را از ماوراء طبیعت می‌دید. لذا، احکام طبیعت بر ماوراء طبیعت صدق نمی‌کند و قیاس این با آن، قیاسی باطل و گمراه‌کننده است.

این بیت مقدمه‌ای است برای بیت بعدی که می‌گوید «هست بی‌رنگی اصول رنگ‌ها / صلح‌ها باشد اصول جنگ‌ها». این معرفتی کلیدی در مثنوی است که جهان باصورت از بی‌صورت بیرون آمده است. اضداد از عالم بی‌اضداد، تفاوت‌ها از عالم بی‌تفاوت، و رنگ‌ها از بی‌رنگی برآمده‌اند. بنابراین، جهان بالا، نه تنها باقی و آباد است، بلکه جهان فراخی است که در آن غم راه ندارد و انبساط خاطر حاکم است؛ این انبساط، محصول عالم بالاست که از هر تنگی و محصوریت و محدودیت رهاست.

نکات کلیدی

  • بهشت عالمی است فارغ از تضادها و نوسانات طبیعی (مانند گرما و سرما).
  • فنا و زوال در این جهان، معلول تقابل اضداد است؛ در جهان بی‌اضداد، بقا حتمی است.
  • اوصاف بهشت را می‌توان با اوصاف عالم ذهن و رؤیا مقایسه کرد؛ چیزها هستند، اما فارغ از عوارض مادی.
  • روشنی و ادراکات در بهشت از جنس دیگری است که از منابع مادی بی‌نیاز است؛ باید ذهن را از قیود ماده آزاد کرد.
  • عالم ماوراء طبیعت، اصل و منشأ عالم طبیعت است و قوانین حاکم بر آن متفاوت است.
  • بی‌رنگی ریشه رنگ‌ها و صلح ریشه جنگ‌هاست؛ یعنی بی‌صورتی سرچشمه صورت‌هاست.

Sources: d6-s02 · 00:29:30 d6-s02 · 00:32:27 d6-s02 · 00:34:51 d6-s02 · 00:36:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.