قرائت دفتر ۶ بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان می‌جوشد؛ تا هر که مجردست از آن می‌نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو می‌خوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی» بیت ۶۶۰

M6:660 — پر خماران از دم مطرب چرند / مطربانشان سوی میخانه برند

پر خماران از دم مطرب چرندمطربانشان سوی میخانه برند
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:660

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنانی که سخت مست‌اند، از نفس گرم مطرب جان می‌گیرند؛ و این مطربان آن‌ها را به سوی میخانه می‌برند. معنا: این بیت بیانگر قدرت جذب و هدایت‌گری مطرب (که می‌تواند نماد مرشد و راهبر معنوی باشد) است که مستان را با نوای خود به سوی سرمنزل مقصود (میخانه) رهنمون می‌شود.

شرح

این بیت، پرده از تمایزی عمیق میان دو گونه مستی و دو گونه مطرب برمی‌دارد که در فهم کل مثنوی نقشی محوری دارد. مولانا اینجا، بسانِ یک فیلسوف زبان، به «اشتراک لفظ» و مغالطات ناشی از آن اشاره می‌کند؛ اینکه چگونه یک واژه واحد، مثل «مستی» یا «شراب» یا «مطرب» و «میخانه»، می‌تواند به دو معنای کاملاً متضاد – یکی زمینی و دیگری آسمانی – دلالت کند. «شتان» است تفاوت میان این دو.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که سعدی چقدر زیبا این تمایز را بیان می‌کند: «مرا بگذار تا حیران بمانم چشم بر ساقی» یا «کین مستی ما نه از شراب است.» حافظ نیز از مستی‌ای سخن می‌گوید که از افسون چشم و بوی گیسو می‌آید، نه از باده. اینها همه تأییدی است بر اینکه مستی مراتبی دارد، و عالی‌ترین مرتبه آن، مستی از ذاتِ ساقی یا مطرب است، نه صرفاً از شرابی که او در دست دارد.

مولانا در این بیت به وضوح می‌گوید که «پرخماران» – یعنی کسانی که غرق در حالت مستی‌اند – «از دم مطرب چرند». این «چریدن» نه به معنای خوردن علف، بلکه به معنای بهره‌بردن و نوشیدن از نفس گرم و نوای معنوی مطرب است. این مطرب است که با «دم» خود، با نفس قدسی و کلام هدایتگر خود، به این مستان خُماری‌کشیده جان می‌بخشد و آن‌ها را به سوی «میخانه» می‌برد. میخانه در اینجا، بی‌تردید، نمادِ محفل عشق و وصل الهی است؛ جایی که شراب ناب معرفت و حضور نوشیده می‌شود.

نکته‌ای که مولانا بلافاصله پس از این بیت به آن اشاره می‌کند، و از بصیرت‌های بزرگ اوست، این است که «در سر آنچه هست، گوش آنجا رود». یعنی ادراک و فهم ما از هر مطرب و میخانه‌ای، تابعِ آنچه است که در درون ماست. اگر «صفرا» در سر ما غالب باشد، گوش ما تنها سودا و مالیخولیا می‌شنود؛ همان‌گونه که خر به بغداد می‌رود و جز پوست خربزه نمی‌بیند. این بدان معناست که اگر جان ما طالبِ شرابِ حق باشد، مطرب معنوی را خواهد یافت و از دَم او مستیِ حقیقی خواهد چشید. اما اگر درون ما آلوده و متوجه دنیا باشد، حتی نوای قدسی مطرب هم در نظر ما به لهوی بیهوده تقلیل می‌یابد و میخانه را تنها یک مکان برای عیاشی خواهیم دید.

پس، این بیت نه فقط از دو گونه مستی، که از دو گونه مطرب، دو گونه میخانه، و مهم‌تر از همه، دو گونه گوشِ شنوا سخن می‌گوید. مطربی که هدایتگر است و مستان را به سوی میخانهٔ عشق می‌برد، خود می‌تواند نماد پیامبران، اولیاء، یا مرشدان کامل باشد که با دم مسیحایی خود، جان‌ها را از خمودگیِ خُماریِ دنیا رهانیده و به وصل حق می‌رسانند. این همان دعوتی است که از ابتدای مثنوی با «بشنو» آغاز می‌شود – دعوتی به شنیدن با گوشِ جان، نه گوشِ تن، تا آنچه در پسِ الفاظ پنهان است، آشکار گردد.

نکات کلیدی

  • مستی مراتبی دارد؛ مستی حقیقی از ساقی (راهبر معنوی) است، نه از شراب ظاهری.
  • کلمات واحد (مثل مطرب، شراب، میخانه) می‌توانند دو معنای متضاد، یکی زمینی و دیگری آسمانی، داشته باشند.
  • «دم مطرب» اشاره به نفس قدسی، کلام هدایتگر و قدرت تاثیرگذار مرشد معنوی دارد.
  • «میخانه» در اینجا نماد محفل عشق و وصل الهی و مقصد نهایی سالک است.
  • ادراک ما از جهان و هر پدیده، تابع آنچه است که در سر و درون ماست؛ طالب حقیقت، حقیقت را می‌یابد.
  • این بیت بر نقش فعال مطرب (راهبر) در جذب و هدایت مریدان تأکید می‌کند.

Sources: d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:33:00 d6-s15 · 00:41:00 d6-s15 · 00:45:41

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.