قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۰۶

M6:906 — با قضا هر کو قراری می‌دهد / ریش‌خند سبلت خود می‌کند

با قضا هر کو قراری می‌دهدریش‌خند سبلت خود می‌کند
هر کس که بخواهد با سرنوشت الهی قراری بگذارد،در واقع، ریش و سبیل خود را به سخره گرفته است.
این بیت بیان می‌کند که انسان در برابر اراده و سرنوشت الهی هیچ اختیاری ندارد و هرگونه تلاش برای مقابله یا تعیین سرنوشت برای خود در برابر قضا، کاری بیهوده و خودفریبی است.

M6:906

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر که با قضای الهی بخواهد قراری بگذارد و با آن مخالفت کند، خود را به مسخره گرفته است. معنا: این بیت بیان می‌کند که انسان در برابر اراده و سرنوشت الهی، هیچ اختیاری ندارد و هرگونه تلاش برای مقابله یا تعیین سرنوشت خویش در برابر قضا، عملی عبث و خودفریبی است.

شرح

این بیتِ شورانگیز مولانا، بی‌تردید یکی از تبیین‌های قاطع او از جایگاه انسان در برابر قضا و قدر الهی است. وقتی مولانا می‌گوید «با قضا هر کو قراری می‌دهد / ریش‌خند سبلت خود می‌کند»، اشاره‌ای ظریف اما محکم دارد به توهّم اختیار مطلق انسان. سبلت یا سبیل، در فرهنگ ما نماد مردانگی، قدرت و خودنمایی است. آنکه می‌کوشد با قضای الهی 'قرار بگذارد' — یعنی بر خلاف جریان آن شنا کند، یا حتی ادعای کنترل آن را داشته باشد — در واقع به ریش خود خندیده است؛ یعنی خود را مضحک و ناتوان نموده، حال آنکه می‌پندارد قدرتی از خود نشان داده است. این تصویری است از بی‌حاصلیِ پندارِ خودبسندگی انسان.

من قبلاً هم عرض کرده‌ام که مولانا انسان را در دستان نقاش ازل می‌بیند، همچون «نقش‌ها گر بی‌خبر گر باخبر / در کف نقاش باشد محتضر». این نقاش بی‌نشان، پیوسته در «صفحه اندیشه» ما «ثبت و محوی» می‌کند. یک لحظه خشم می‌آورد، لحظه‌ای دیگر رضایت را می‌برد؛ بخل را می‌نشاند و سخا را برمی‌دارد. آیا این تحولات درونی، با اراده کامل ماست؟ به وضوح چنین نیست. این دگرگونی احوال، خود گواهی است بر آن دست پنهان که در وجود ما بازی می‌کند. وجود ما، همچون «لوح محو و اثبات» است، دفتری که دائماً چیزی در آن ثبت می‌شود و چیزی محو می‌گردد، و این نه به اختیار تام خود ما، بلکه به فعل الهی است.

مولانا برای تبیین این حقیقت، مثال‌های ملموس فراوانی می‌آورد: «کوزه‌گر با کوزه باشد کارساز / کوزه از خود کی شود پهن و دراز؟» یا «چوب در دست دروگر معتکف / ورنه چون گردد بریده و مؤتلف؟» و «جامه اندر دست خیاطی بود / ورنه از خود چون بدوزد یا درد؟» و حتی «مشک با سقا بود ای منتهی / ورنه از خود چون شود پر یا تهی؟» این مثال‌ها به ما نشان می‌دهد که ما انسان‌ها در این ساحت، نه فاعل مستقل، بلکه علت قابلی هستیم. یعنی همچون گِل، چوب، پارچه یا مشک آب، تنها ظرفیت پذیرشِ فعل فاعلی دیگر (خداوند) را داریم. ما در برابر صُنع الهی، در جایگاه ماده‌ای خاضع هستیم که به خودی خود هیچ شکل و فعلی ندارد، و هر شکل و فعلی که می‌یابد، از صانع است.

این درسی است برای فروتنی و رهایی از توهم تسلط. عاشقان واقعی، خود را در «سیل تند عشق» رها کرده‌اند و «بر قضای عشق دل بنهاده‌اند». آن‌ها می‌دانند که همچون «برگ کاهم پیش تو ای تندباد»، اراده‌ای از خود ندارند. یا چون «گربه در انبانم اندر دست عشق / یک دمی بالا و یک دم پست عشق». این تسلیم، به معنای انفعال نیست، بلکه درک جایگاه خود در عالم وجود و رهایی از جبرِ توهم اختیار است. این آگاهی به «جباری» مطلق خداوند است که برای زاری و تضرع انسان، از سر فروتنی، راه می‌گشاید و نه برای اعتراض و عناد. در این مقام، انسان به جای جدل با قضا، با آن «می‌دود اندر مکان و لامکان» و با آن یگانه می‌شود.

نکات کلیدی

  • انسان در برابر قضای الهی فاقد اختیار حقیقی است و هرگونه ادعای مقابله با آن، خودفریبی است.
  • احوال درونی انسان، مانند خشم و رضا، بی‌واسطه اراده او دگرگون می‌شوند که نشان از دستکاری الهی دارد.
  • مولانا انسان را به ابزار یا ماده‌ای تشبیه می‌کند که فاعل حقیقی (خداوند) بر آن عمل می‌کند.
  • این بیت دعوت به تسلیم در برابر سیلاب عشق و اراده الهی است، نه به انفعال، بلکه به درک جایگاه حقیقی خود.
  • درک جباریت خداوند، انسان را به فروتنی و تضرع می‌کشاند، نه به اعتراض و جدال.

Sources: d6-s74 · 00:57:07 d6-s72 · 00:02:48 d6-s74 · 00:53:45 d6-s74 · 00:52:03

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.