قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۰۸

M6:908 — گربه در انبانم اندر دست عشق / یک‌دمی بالا و یک‌دم پست عشق

گربه در انبانم اندر دست عشقیک‌دمی بالا و یک‌دم پست عشق
من گربه‌ای در کیسه‌ام به دست عشق،که لحظه‌ای مرا بالا می‌برد و لحظه‌ای پایین می‌آورد.
این بیت، وضعیت سالک را در دست عشق الهی توصیف می‌کند که همچون گربه‌ای در کیسه، لحظه‌ای اوج می‌گیرد و لحظه‌ای فرود می‌آید، بی‌آنکه از خود اراده‌ای داشته باشد و کاملاً تسلیم است.

M6:908

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گربه در کیسهٔ من، در دستان عشق، / لحظه‌ای مرا بالا می‌برد و لحظه‌ای پایین می‌اندازد. معنا: این بیت وضعیت سالک را در دست عشق الهی توصیف می‌کند که همانند گربه‌ای در کیسه، لحظه‌ای اوج می‌گیرد و لحظه‌ای فرود می‌آید، بی آنکه از خود اراده‌ای داشته باشد و کاملاً تسلیم است.

شرح

مولانا، استاد بی‌بدیل تصویرسازی، در این بیت تصویری کم‌نظیر و کمیاب را به کار می‌برد تا وضعیت سالک عاشق را در دست عشق الهی ترسیم کند. "گربه در انبان" کنایه‌ای‌ست از نهایت بی‌ارادگی، درماندگی، و تسلیم مطلق؛ چنانکه گربه‌ای که در کیسه‌ای محبوس شده، هیچ اختیاری از خود ندارد و کاملاً به دست گردانندهٔ کیسه است. این بیت از آن دست ابیات مولاناست که عمق توحید افعالی را با زبانی ساده و ملموس بیان می‌کند.

من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا نگاهی بسیار عمیق به مقولهٔ قضا و جبر دارد، اما این جبر را در پرتو جباری عشق می‌بیند. او این بیت را در سیاقی می‌آورد که پیش از آن می‌گوید: «برگ کاهم پیش تو ای تندباد / من چه دانم که کجا خواهم فتاد» «عشق عاشقان در سیل تند افتاده‌اند / بر قضای عشق دل بنهاده‌اند» اینجا، سالک خود را نه فقط یک برگ کاه در دست باد تند، که حتی حیوانی در کیسه می‌بیند که بی‌هیچ اختیار، بالا و پایین می‌رود. این بالا و پایین رفتن، همان قبض و بسط احوال روحی‌ست که سالک در طول مسیر تجربه می‌کند: یک دم شادمانی و انبساط، و دمی دیگر حزن و انقباض. این احوال، از اختیار او خارج است؛ زیرا دست عشق الهی‌ست که او را می‌گرداند.

به یاد بیاورید مثال‌های مشهور مولانا را دربارهٔ رابطهٔ فاعل و قابل: «کوزه‌گر با کوزه باشد کارساز / کوزه از خود کی شود پهن و دراز»، یا «چوب در دست دروگر معتکف / ورنه چون گردد بریده و مؤتلف». یا حتی «جامه اندر دست خیاطی بود / ورنه از خود چون بدوزد یا درد». اینها همه نشان می‌دهند که اشیا، علت قابلی هستند که به خودی خود صورتی ندارند و نیازمند یک فاعل‌اند تا به آنها شکل و صورت بخشد. روح انسان نیز در دست عشق همین‌گونه است: گاهی به صورتی و گاهی به صورتی دیگر درمی‌آید، گاهی به بالا می‌رود و گاهی به پایین می‌آید، و این همه از تدبیر و ارادهٔ عشق است نه اختیار سالک. آدمی در این معنا، لوح محو و اثبات است؛ یعنی حالات و اندیشه‌هایش دمادم پاک می‌شوند و جای خود را به حالات و اندیشه‌های دیگر می‌دهند. "خشم می‌آرد رضا را می‌برد / بخل می‌آرد سخا را می‌برد"؛ اینها همه تجلی این دستکاری‌های لطیف الهی در وجود ماست.

این تسلیم محض، خلاف نگاه اگزیستانسیالیستی به تنهایی انسان است. در جدایی مولانا، همواره وصال در چشم‌انداز است و معشوق حقیقی نه غایب، که حاضر است و دستکاری می‌کند. این بی‌اختیاری در عشق، به معنای پوچی و بی‌هدف بودن نیست؛ بلکه نشان‌دهندهٔ آغوشی‌ست که تمام وجود سالک را دربرگرفته است و او را به سوی مقصدی متعالی سوق می‌دهد، هرچند مسیر پر از فراز و نشیب باشد. این "پایین و بالا" رفتن نیز خود از حکمت عشق است و نه بی‌هدفی.

نکات کلیدی

  • روح انسان در دست عشق، چون گربه‌ای در کیسه، هیچ اراده‌ای از خود ندارد و کاملاً تسلیم است.
  • فراز و فرودهای روحی (قبض و بسط) تجربه‌هایی غیر ارادی هستند که از تدبیر عشق الهی سرچشمه می‌گیرند.
  • مولانا این تسلیم را در قالب تمثیل‌های فاعل و قابل (کوزه‌گر و کوزه، خیاط و جامه) توضیح می‌دهد.
  • این بی‌اختیاری نشانهٔ پوچی نیست، بلکه تجلی توحید افعالی و حضور دائم معشوق است.
  • برخلاف اندیشه‌های اگزیستانسیالیستی، در جدایی مولانا همواره مقصدی متعالی در پیش است.

Sources: d6-s72 · 00:02:48 d6-s74 · 00:53:45 d6-s74 · 00:58:39 s10 [01:00:21]

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.