قرائت دفتر ۶ بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیه‌السلام و مشورت در خریدن او بیت ۹۵۹

M6:959 — که چرا می یاد آری زان دیار / یا ز قصر و ساعد آن شهریار

که چرا می یاد آری زان دیاریا ز قصر و ساعد آن شهریار
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:959

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: که چرا از آن دیار، یا از قصر و بازوی آن شهریار یاد می‌آوری؟ معنا: این بیت پرسشی از جانب جغدان (نماد انسان‌های زمینی و مخالفان حقیقت) به باز (نماد پیام‌آوران الهی و مردان حق) است که چرا با یادآوریِ سرزمین برتر، قصر پادشاه و شکوه آن شهریار آسمانی، آرامش زندگی آن‌ها را بر هم می‌زنی.

شرح

این بیت در مثنوی مولانا، بخشی از تمثیل عمیقی است که تقابل میان «باز» و «جغد» را می‌کاود. مولانا از این تمثیل بهره می‌گیرد تا علل بنیادین مخالفت با ادیان و مردان حق را تبیین کند. باز، پرنده‌ای شاهین‌صفت است که در دست شاهان می‌نشیند و نماد اولیاء خداوند، پیامبران و عارفان است؛ کسانی که با ملکوت و «شهریار» عالم سر و کار دارند و از «آن دیار» و «قصر و ساعد» او خبر می‌آورند. در مقابل، جغد پرنده‌ای‌ست که مسکنش ویرانه‌هاست و در فرهنگ ما نماد شومی و بدیمنی‌ست؛ استعاره‌ای‌ست برای عموم مردمِ غافل یا آنانی که عامدانه چشم بر حقیقت بسته‌اند و با حقیقت‌جویان سرِ ستیز دارند. من صددرصد بر این باورم که این تقابل یکی از کلیدهای فهم مقاومت انسان در برابر نداهای آسمانی است.

جغدان، در این تمثیل، همان کسانی هستند که زندگی در همین «ویرانه» یعنی دنیای مادی را عین سعادت می‌دانند. آن‌ها به وضعیت موجود خو گرفته‌اند و حتی آن را «رشک اثیر» یعنی حسد آسمان‌ها بر خود می‌پندارند. حال، بازِ بلندپرواز می‌آید و از جهان دیگری، از مقام شهریاریِ حقیقت، از قصرهای اُنس و معرفت و از ساعدِ قدرت الهی سخن می‌گوید. این یادآوری، آرامش کاذب و خیال آسوده جغدان را بر هم می‌زند. صدای باز، در گوش آنان، نه نوید آزادی، بلکه «فتنه و تشویش» است. چرا که این آگاهی، زندگی روزمره و لهو و لعب‌آمیزشان را تلخ می‌کند. در دفتر سوم مثنوی نیز مولانا به این نکته اشاره می‌کند، آنجا که قوم صبا به پیامبران می‌گفتند: «ما به لهو و لغو فربه گشته‌ایم / مرغ مرگ‌اندیش گشتیم از شما». آن‌ها نمی‌خواستند که مرگ و جهان پس از آن برایشان مطرح شود؛ چرا که زندگی مادی‌شان را خراب می‌کرد. همین منطق در پس مخالفت جغدان با باز نهفته است.

علاوه بر این، جغدان باز را به «فضولی» و «شید» متهم می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: «در ده جغدان فضولی می‌کنی»، و بالاتر از آن، «شید آوردی که تا جغدان ما / مر تو را سازند شاه و پیشوا». این نکته بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا بسیاری از منتقدان و مخالفان دین و عرفان، پیام‌آوران حقیقت را به ریاست‌طلبی، دنیاخواهی و تلاش برای کسب قدرت متهم می‌کنند. آن‌ها رسالت معنوی را به مثابه حیله‌ای برای سلطه‌جویی می‌بینند. در واقع، خودِ مولانا این اتهام را از زبان جغدان نقل می‌کند تا نیت‌های پنهانِ پشت پردهٔ بسیاری از مخالفت‌ها را آشکار سازد. آن‌ها که خود به ویرانهٔ دنیا دلبسته‌اند، نمی‌توانند کسی را تصور کنند که بی‌منظورِ دنیایی از دیاری دیگر خبر می‌آورد؛ لذا هر دعوت به تعالی را به شهوت قدرت تعبیر می‌کنند. این بیت به ما می‌آموزد که مقاومت در برابر حقیقت، اغلب نه از سر ناتوانی در درک، بلکه از سر دلبستگی به وضعیت موجود و بیم از دست دادن آن است.

نکات کلیدی

  • بیت تقابل میان باز (اولیای الهی) و جغد (انسان‌های غافل یا مخالفان حقیقت) را به نمایش می‌گذارد.
  • مخالفت با دین و معنویت از آن رو است که یادآوری حقیقت، آرامش کاذب انسان‌های دلبسته به دنیا را بر هم می‌زند.
  • جغدان، زندگی در «ویرانهٔ» دنیا را قصر خود می‌پندارند و هر آگاهی از جهان برتر را «فتنه و تشویش» می‌دانند.
  • مخالفان، پیام‌آوران حقیقت را به ریاست‌طلبی و کسب قدرت دنیوی متهم می‌کنند تا اعتبار سخنشان را سلب کنند.
  • این تمثیل، ریشهٔ روانی و اجتماعی مقاومت در برابر حقایق متعالی را واکاوی می‌کند.

Sources: d6-s21 · 00:16:59 d6-s21 · 00:20:20

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.