دیوان شمس› غزل ۱۴۳۷ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G1437 · ۹ بیت
غزل شمارهٔ ۱۴۳۷
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G1437:1 چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانمچو چرخ صاف پرنورم به گرد ماه گردانم
- G1437:2 زبانم عقدهای دارد چو موسی من ز فرعونانز رشک آنک فرعونی خبر یابد ز برهانم
- G1437:3 فروبندید دستم را چو دریابید هستم رابه لشکرگاه فرعونی که من جاسوس سلطانم
- G1437:4 نه جاسوسم نه ناموسم من از اسرار قدوسمرها کن چونک سرمستم که تا لافی بپرانم
- G1437:5 ز باده باد می خیزد که باده باد انگیزدخصوصا این چنین باده که من از وی پریشانم
- G1437:6 همه زهاد عالم را اگر بویی رسد زین میچه ویرانی پدید آید چه گویم من نمیدانم
- G1437:7 چه جای می که گر بویی از آن انفاس سرمستانرسد در سنگ و در مرمر بلافد کآب حیوانم
- G1437:8 وجود من عزبخانهست و آن مستان در او جمعنددلم حیران کز ایشانم عجب یا خود من ایشانم
- G1437:9 اگر من جنس ایشانم وگر من غیر ایشانمنمیدانم همین دانم که من در روح و ریحانم
ganjoor: sh1437 · public domain