دیوان شمس› غزل ۲۲۱۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G2218 · ۱۵ بیت
غزل شمارهٔ ۲۲۱۸
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2218:1 همه خوردند و برفتند و بماندم من و توچو مرا یافتهای صُحبتِ هر خام مجو
- G2218:2 همه سرسبزیِ جانِ تو ز اقبالِ دلستهله، چون سبزه و چون بید مرو زین لبِ جو
- G2218:3 پُر شود خانهٔ دل ماهرُخانِ زیباگُرهی همچو زلیخا، گُرهی یوسف رو
- G2218:4 حلقه حلقه بَرِ او رقصکنان، دستزنانسویِ او خَنبَد هر یک که منم بندهٔ تو
- G2218:5 هر ضمیری که در او آن شَه تشریف دهدهر سوی باغ بود هر طرفی مجلس و طو
- G2218:6 چند هنگامه نهی هر طرفی بهرِ طمع؟!تو پراکنده شدی، جمع نشد نیم تسو
- G2218:7 هله ای عشق، که من چاکر و شاگردِ توامکه بسی خوب و لطیفست تو را صورت و خو
- G2218:8 گرمیِ مجلسی و آبِ حیاتِ همهایهمه دل گشته و فارغ شده از فَرج و گلو
- G2218:9 هله ای دل، که ز من دیدهٔ تو تیزتَرستعجب آن کیست چو شمس و چو قمر بر سرِ کو!
- G2218:10 آنک در زلزلهٔ اوست، دو صد چون مه و چرخو آنک که در سلسلهٔ اوست، دو صد سلسلهْ مو
- G2218:11 هفت بحر ار بِفَزایند و به هفتاد رسندبود او را به گه عَبرَه به زیرِ زانو
- G2218:12 او مگر صورتِ عشقست و نماند به بشر!خسروان بر درِ او گشته ایاز و قُتلو
- G2218:13 فلک و مهر و ستاره لمع از وی دزدندیوسف و پیرهنش برده از او صورت و بو
- G2218:14 همه شیران بُده در حملهٔ او چون سگِ لنگهمه تُرکان شده زیبایی او را هندو
- G2218:15 لب ببند و صفتِ لعلِ لبِ او کم کنهمه هیچند به پیشِ لبِ او، هیچ مگو
ganjoor: sh2218 · public domain