دیوان شمس› غزل ۲۳۷۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G2373 · ۱۰ بیت
غزل شمارهٔ ۲۳۷۳
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2373:1 مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانهبشلولم بشلولم مجه از روزن خانه
- G2373:2 بمشو غره پرستش بمده ریش به دستشوگرت شاه کند او که توی یار یگانه
- G2373:3 سوی صحرای عدم رو به سوی باغ ارم رومی بیدرد نیابی تو در این دور زمانه
- G2373:4 به شه بنده نوازی تو بپر باز چو بازیبه خدا لقمه بازان نخورد هیچ سمانه
- G2373:5 بخورم گر نخورم من بنهد در دهن منبروم گر نروم من کندم گوش کشانه
- G2373:6 همه میرند ولیکن همه میرند به پیشتهمه تیر ای مه مه رو نپرد سوی نشانه
- G2373:7 ز چه افروخت خیالش رخ خورشیدصفت راز کی آموخت خدایا عجب این فعل و بهانه
- G2373:8 چو تو را حسن فزون شد خردم صید جنون شدچو مرا درد فزون شد بده آن درد مغانه
- G2373:9 چو تو جمعیت جمعی تو در این جمع چو شمعیچو در این حلقه نگینی مجه ای جان زمانه
- G2373:10 تو اگر نوش حدیثی ز حدیثان خوش اوتو مگو تا که بگوید لب آن قندفسانه
ganjoor: sh2373 · public domain