دیوان شمس› غزل ۲۴۳۷ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G2437 · ۱۵ بیت
غزل شمارهٔ ۲۴۳۷
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2437:1 ای یوسفِ خوشنام هی! در ره میا بیهمرهیمسکل ز یعقوبِ خِرَد تا درنیفتی در چهی
- G2437:2 آن سگ بود کاو بیهده خسپد به پیش هر دریو آن خر بود کز ماندگی آید سویِ هر خرگهی
- G2437:3 در سینه این عشق و حسد، بین کز چه جانب میرسددل را کی آگاهی دهد؟ جز دلنوازی آگهی
- G2437:4 مانند مرغی باش هان بر بیضه همچو پاسبانکز بیضهی دل زایدت مستی و وصل و قهقهی
- G2437:5 دامن ندارد غیر او جمله گدااند ای عمودرزن دو دست خویش را در دامن شاهنشهی
- G2437:6 مانند خورشید از غمش میرو در آتش تا به شبچون شب شود میگَرد خوش بر بام او همچون مهی
- G2437:7 بر بام او این اختران تا صبحدم چوبکزنانوالله مبارک حضرتی والله همایون درگهی
- G2437:8 آن انبیا کاندر جهان کردند رو در آسمانرستند از دام زمین وز شرکت هر ابلهی
- G2437:9 بربوده گشتند آن طرف، چون آهن از آهنربازان سان که سوی کهربا بیپر و پا پرد کهی
- G2437:10 میدانک بیانزال او نزلی نروید در زمینبیصحبتِ تصویرِ او یک مایه را نبود زهی
- G2437:11 ارواح همچون اشتران ز آوازِ «سیروا» مستیانهمچون عرابی میکند آن اشتران را نهنهی
- G2437:12 بر لوح دل رمّال جان، رَملِ حقایق میزندتا از رقومش رمل شد زر لطیفِ دهدهی
- G2437:13 خوشتر روید ای همرهان کآمد طبیبی در جهانزندهکنِ هر مردهای بیناکنِ هر اکمهی
- G2437:14 اینها همه باشد ولی چون پرده بردارد رخشنی زُهره مانَد نی نوا نی نوحهگر را وهوهی
- G2437:15 خاموش کن گر بلبلی رو سوی گلشن بازپربلبل به خارستان رود اما به نادر گهگهی
ganjoor: sh2437 · public domain