دیوان شمس› غزل ۲۸۲۸ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G2828 · ۱۱ بیت
غزل شمارهٔ ۲۸۲۸
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2828:1 خبری است نورسیده تو مگر خبر نداریجگر حسود خون شد تو مگر جگر نداری
- G2828:2 قمری است رونموده پر نور برگشودهدل و چشم وام بستان ز کسی اگر نداری
- G2828:3 عجب از کمان پنهان شب و روز تیر پرانبسپار جان به تیرش چه کنی سپر نداری
- G2828:4 مس هستیت چو موسی نه ز کیمیاش زر شدچه غم است اگر چو قارون به جوال زر نداری
- G2828:5 به درون توست مصری که توی شکرستانشچه غم است اگر ز بیرون مدد شکر نداری
- G2828:6 شده ای غلام صورت به مثال بت پرستانتو چو یوسفی ولیکن به درون نظر نداری
- G2828:7 به خدا جمال خود را چو در آینه ببینیبت خویش هم تو باشی به کسی گذر نداری
- G2828:8 خردا، نه ظالمی تو که ورا چو ماه گوییز چه روش ماه گویی تو مگر بصر نداری
- G2828:9 سر توست چون چراغی بگرفته شش فتیلههمه شش ز چیست روشن اگر آن شرر نداری
- G2828:10 تن توست همچو اشتر که برد به کعبه دلز خری به حج نرفتی نه از آنک خر نداری
- G2828:11 تو به کعبه گر نرفتی بکشاندت سعادتمگریز ای فضولی که ز حق عبر نداری
ganjoor: sh2828 · public domain