دیوان شمس› غزل ۲۸۶۲ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G2862 · ۱۴ بیت
غزل شمارهٔ ۲۸۶۲
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2862:1 هله هشدار که با بیخبران نستیزیپیش مستان چنان رطل گران نستیزی
- G2862:2 گر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانیچون کشندت سوی خود همچو کمان نستیزی
- G2862:3 گر نخواهی که تو را گرگ هوا بردردچون تو را خواند سوی خویش شبان نستیزی
- G2862:4 عجمی وار نگویی تو شهان را که کییدچون نمایند تو را نقش و نشان نستیزی
- G2862:5 از میان دل و جان تو چو سر برکردندجان به شکرانه نهی تو به میان نستیزی
- G2862:6 چو به ظاهر تو سمعنا و اطعنا گفتیظاهر آنگه شود این که به نهان نستیزی
- G2862:7 در گمانی ز معاد خود و از مبدا خودشودت عین چو با اهل عیان نستیزی
- G2862:8 در تجلی بنماید دو جهان چون ذراتگر شوی ذره و چون کوه گران نستیزی
- G2862:9 ز زمان و ز مکان بازرهی گر تو ز خودچو زمان برگذری و چو مکان نستیزی
- G2862:10 مثل چرخ تو در گردش و در کار آییگر چو دولاب تو با آب روان نستیزی
- G2862:11 چون جهان زهره ندارد که ستیزد با شاهالله الله که تو با شاه جهان نستیزی
- G2862:12 هم به بغداد رسی روی خلیفه بینیگر کنی عزم سفر در همدان نستیزی
- G2862:13 حیله و زوبعی و شیوه و روبه بازیراست آید چو تو با شیر ژیان نستیزی
- G2862:14 همچو آیینه شوی خامش و گویا تو اگرهمه دل گردی و بر گفت زبان نستیزی
ganjoor: sh2862 · public domain