دیوان شمس› غزل ۵۲۵ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G525 · ۱۲ بیت
غزل شمارهٔ ۵۲۵
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G525:1 بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخیزید ای خوش طالعان وقت طلوع ماه شد
- G525:2 ساقی به سوی جام رو ای پاسبان بر بام روای جان بیآرام رو کان یار خلوت خواه شد
- G525:3 اشکی که چشم افروختی صبری که خرمن سوختیعقلی که راه آموختی در نیم شب گمراه شد
- G525:4 جانهای باطن روشنان شب را به دل روشن کنانهندوی شب نعره زنان کان ترک در خرگاه شد
- G525:5 باشد ز بازیهای خوش بیذق رود فرزین شوددر سایه فرخ رخی بیذق برفت و شاه شد
- G525:6 شب روحها واصل شود مقصودها حاصل شودچون روز روشن دل شود هر کو ز شب آگاه شد
- G525:7 ای روز چون حشری مگر وی شب شب قدری مگریا چون درخت موسیی کو مظهر الله شد
- G525:8 شب ماه خرمن میکند ای روز زین بر گاو نهبنگر که راه کهکشان از سنبله پرکاه شد
- G525:9 در چاه شب غافل مشو در دلو گردون دست زنیوسف گرفت آن دلو را از چاه سوی جاه شد
- G525:10 در تیره شب چون مصطفی میرو طلب میکن صفاکان شه ز معراج شبی بیمثل و بیاشباه شد
- G525:11 خاموش شد عالم به شب تا چست باشی در طلبزیرا که بانگ و عربده تشویش خلوتگاه شد
- G525:12 ای شمس تبریزی که تو از پرده شب فارغیلاشرقی و لاغربیی اکنون سخن کوتاه شد
ganjoor: sh525 · public domain