دیوان شمس› غزل ۸۷۰ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G870 · ۱۴ بیت
غزل شمارهٔ ۸۷۰
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G870:1 چشمم همیپرد مگر آن یار میرسددل میجهد نشانه که دلدار میرسد پلک چشمم میپرد، گویی که آن معشوق در راه است،قلبم به تپش افتاده، نشانهای که آن دلبر در راه است.تمام وجودم با نشانههایی از هیجان و انتظار، رسیدن معشوق را بشارت میدهد؛ هم چشمم میپرد و هم دلم به شور و شوق میتپد.
- G870:2 این هدهد از سپاه سلیمان همیپردوین بلبل از نواحی گلزار میرسد
- G870:3 جامی بخر به جانی ور زانک مفلسیبفروش خویش را که خریدار میرسد
- G870:4 آن گوش انتظار خبر نوش میکندوان چشم اشکبار به دیدار میرسد
- G870:5 آن دل که پاره پاره شد و پارههاش خونآن پاره پاره رفته به یک بار میرسد
- G870:6 قد چو چنگ را که دلش تار تار شدنک زخمه نشاط به هر تار میرسد
- G870:7 آن خارخار باغ و تقاضاش رد نشدگلهای خوش عذار سوی خار میرسد
- G870:8 آن زینهار گفتن عاشق تهی نبوداینک سپاه وصل به زنهار میرسد
- G870:9 نک طوطیان عشق گشادند پر و بالکز سوی مصر قند به قنطار میرسد
- G870:10 شهر ایمنست جمله دزدان گریختنداز بیم آنک شحنه قهار میرسد
- G870:11 چندین هزار جعفر طرار شب گریختکآمد خبر که جعفر طیار میرسد
- G870:12 فاش و صریح گو که صفات بشر گریختزیرا صفات خالق جبار میرسد
- G870:13 ای مفلسان باغ خزان راهتان بزدسلطان نوبهار به ایثار میرسد
- G870:14 در خامشیست تابش خورشید بیحجابخاموش کاین حجاب ز گفتار میرسد
ganjoor: sh870 · public domain