قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۴۷ → قبلی · بعدی ←
بخش ۱۴۷ - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود
نشاندن پادشاه، صوفیان عارف را پیش روی خویش تا چشمشان به ایشان روشن شود
- M1:3158 پادشاهان را چنان عادت بوداین شنیده باشی ار یادت بود
- M1:3159 دست چپشان پهلوانان ایستندزانک دل پهلوی چپ باشد ببند
- M1:3160 مشرف و اهل قلم بر دست راستزانک علم خط و ثبت آن دست راست
- M1:3161 صوفیان را پیش رو موضع دهندکاینهٔ جانند و ز آیینه بهند
- M1:3162 سینه صیقلها زده در ذکر و فکرتا پذیرد آینهٔ دل نقش بکر این عارفان سینههای خود را با ذکر و فکر بسیار صیقل دادهاند،تا آینهی دلشان آمادهی پذیرش نقشهای دستنخورده و الهی شود.صوفیان با ذکر و تفکر، درون خود را پاک و آماده کردهاند تا بتوانند حقایق الهی را بیواسطه و به شکلی ناب و اصیل در قلب خود دریافت کنند.
- M1:3163 هر که او از صُلب فطرت خوب زادآینه در پیش او باید نهاد
- M1:3164 عاشق آیینه باشد روی خوبصیقل جان آمد و تقوی القلوب چهرهٔ زیبا همواره شیفتهٔ آینه است،همانگونه که تقوای دلها، صیقلدهندهٔ جان است.همانطور که یک چهرهٔ زیبا عاشق آینه است تا خود را در آن ببیند، انسانهای پاکفطرت نیز دوستدار عارفان (صوفیان) هستند، زیرا این عارفان همچون آینهای روح را جلا میدهند و سبب پرهیزگاری و پاکی دلها میشوند.