قرائت› دفتر ۱› بخش ۳۲ → قبلی · بعدی ←

بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت

کشتن خود توسط وزیر در خلوت

  1. M1:668 بعد از آن چل روز دیگر در ببستخویش کشت و از وجود خود برست سپس چهل روز دیگر درِ خلوت بر خود بستو با کشتنِ خویش، از این وجود رَست.وزیر پس از آن چهل روز دیگر در انزوا ماند، سپس خودکشی کرد و با این کار به زندگی و وجود خود پایان داد و از آن رها شد.
  2. M1:669 چونک خلق از مرگ او آگاه شدبر سر گورش قیامتگاه شد وقتی مردم از مرگ او باخبر شدند،بر سر مزارش غوغا و قیامتی برپا شد.به محض اینکه خبر مرگ وزیر در میان پیروانش پخش شد، انبوهی از مردمِ عزادار بر سر مزار او جمع شدند و صحنه‌ای پر از شور و غوغا آفریدند.
  3. M1:670 خلق چندان جمع شد بر گور اومو کنان جامه‌دران در شور او انبوهی از مردم بر مزار او گرد آمدند،در حالی که از شدت غم و هیجان، موی خود می‌کندند و جامه می‌دریدند.جمعیت عظیمی از مردم بر سر مزار وزیر جمع شدند و در غوغای ماتم او، با کندن مو و پاره کردن لباس، سوگواری می‌کردند.
  4. M1:671 کان عدد را هم خدا داند شمرداز عرب وز ترک و از رومی و کرد آنچنان جمعیتی آنجا گرد آمدکه شمارش را فقط خدا می‌دانست؛از هر قوم و نژادی، از عرب و ترک و کرد و رومی،همه برای سوگواری او جمع شده بودند.جمعیت عزادار بر سر مزار وزیر آنقدر انبوه و از اقوام گوناگون بود که شمارش آن از توان انسان خارج بود و تنها خدا از تعدادشان خبر داشت.
  5. M1:672 خاک او کردند بر سرهای خویشدرد او دیدند درمان جای خویش خاک مزارش را بر سر می‌ریختندو درد و رنج او را درمان خود می‌دانستندمردم در سوگ وزیر، خاک قبر او را به نشانهٔ عزای شدید بر سر خود می‌ریختند و شهادت و رنج او را سبب نجات و شفای معنوی خود می‌شمردند.
  6. M1:673 آن خلایق بر سر گورش مهیکرده خون را از دو چشم خود رهی آن جمعیت انبوه، برای یک ماه کامل بر سر مزارش،از چشمان خود جویبار خون را جاری ساختند.مردم به مدت یک ماه بر سر قبر وزیر عزاداری کردند و از شدت اندوه، اشک خونین ریختند.