Dîvân de Shams Ghazal 1629 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · G1629 · 19 vers

غزل شمارهٔ ۱۶۲۹

Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.

  1. G1629:1 دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورمیا نمکدان کی دیده‌ست که من در شورم
  2. G1629:2 هر چه امروز بریزم شکنم تاوان نیستهر چه امروز بگویم بکنم معذورم
  3. G1629:3 بوی جان هر نفسی از لب من می آیدتا شکایت نکند جان که ز جانان دورم
  4. G1629:4 گر نهی تو لب خود بر لب من مست شویآزمون کن که نه کمتر ز می انگورم
  5. G1629:5 ساقیا آب درانداز مرا تا گردنزانک اندیشه چو زنبور بود من عورم
  6. G1629:6 شب گه خواب از این خرقه برون می آیمصبح بیدار شوم باز در او محشورم
  7. G1629:7 هین که دجال بیامد بگشا راه مسیحهین که شد روز قیامت بزن آن ناقورم
  8. G1629:8 گر به هوش است خرد رو جگرش را خون کنور نه پاره‌ست دلم پاره کن از ساطورم
  9. G1629:9 باده آمد که مرا بیهده بر باد دهدساقی آمد به خرابی تن معمورم
  10. G1629:10 روز و شب حامل می گشته که گویی قدحمبی‌کمر چست میان بسته که گویی مورم
  11. G1629:11 سوی خم آمده ساغر که بکن تیمارمخم سر خویش گرفته‌ست که من رنجورم
  12. G1629:12 ما همه پرده دریده طلب می رفتهمی نشسته به بن خم که چه من مستورم
  13. G1629:13 تو که مست عنبی دور شو از مجلس ماکه دلت را ز جهان سرد کند کافورم
  14. G1629:14 چون تنم را بخورد خاک لحد چون جرعهبر سر چرخ جهد جان که نه جسمم نورم
  15. G1629:15 نیم آن شاه که از تخت به تابوت رومخالدین ابدا شد رقم منشورم
  16. G1629:16 اگر آمیخته‌ام هم ز فرح ممزوجموگر آویخته‌ام هم رسن منصورم
  17. G1629:17 جام فرعون نگیرم که دهان گنده کندجان موسی است روان در تن همچون طورم
  18. G1629:18 هله خاموش که سرمست خموش اولیترمن فغان را چه کنم نی ز لبش مهجورم
  19. G1629:19 شمس تبریز که مشهورتر از خورشید استمن که همسایه شمسم چو قمر مشهورم

ganjoor: sh1629 · public domain