Dîvân de Shams› Ghazal 1775 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · G1775 · 12 vers
غزل شمارهٔ ۱۷۷۵
Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.
- G1775:1 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرمگر تو میی من قدحم ور ترشی من کبرم
- G1775:2 عبس وجها سندی کان سناه مددیکل هوی یهویه ذاک جمیل و کرم
- G1775:3 زنده نباشد دل من گر به مهش دل ندهمعقل ندارد سر من گر ز نباتش نچرم
- G1775:4 مبسمه بلبلنی عابسه زلزلنیما شطه شیبنی غیبته الف هرم
- G1775:5 گر کژی آرم سوی او همچو کمان تیر خورمور هنر آرم سوی او عرضه کنم بیهنرم
- G1775:6 بارحتی فکرته هیجنی قلقلنیقمت اطوف سکرا مغتنما حول حرم
- G1775:7 گر پی رایش نروم باد گسسته رگ منور سوی بحرش نروم باد شکسته گهرم
- G1775:8 ظلت به مقتنیا مرتزقا مجتنیانخله خلد نبتت وسط ریاض و ارم
- G1775:9 چونک شکارش نشوم خواجه یقین دان که سگمچون پی اسپش ندوم خواجه یقین دان که خرم
- G1775:10 کنت ثقیلا کسلا خففنی جذبتهنمت علی قارعه عاصفنی سیل عرم
- G1775:11 گفتم بستهست دلم گفت منم قفل گشاگفتم کشتی تو مرا گفت من از تو بترم
- G1775:12 رو سخن کار مگو کز همه آزاد شدمرو سخن خار مگو چون همه گل میسپرم
ganjoor: sh1775 · public domain