Dîvân de Shams› Ghazal 1939 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · G1939 · 10 vers
غزل شمارهٔ ۱۹۳۹
Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.
- G1939:1 می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقانسوی عنقا می کشاند استخوان عاشقان
- G1939:2 ای دریغا چشم بودی تا بدیدی در هواتا روان دیدی روان گشته روان عاشقان
- G1939:3 اشتران سربریده پای بالا می نهنداشتر باسر مجو در کاروان عاشقان
- G1939:4 آن جنازه برپریدی گر نگفتی غیرتشبی نشان رو بینشان رو بینشان عاشقان
- G1939:5 چون به گورستان درآید استخوان عاشقیصد نواله پیچد از وی میرخوان عاشقان
- G1939:6 ذره ذره دف زدی و کف زدی در عرس اوگر روا بودی شدن پیدا نهان عاشقان
- G1939:7 چون تن عاشق درآید همچو گنجی در زمینصد دریچه برگشاید آسمان عاشقان
- G1939:8 در کفن پیچید بینید ای عزیزان کوه قافچشم بند است این عجب یا امتحان عاشقان
- G1939:9 خرمن گل بود و شد از مرگ شاخ زعفرانصد گلستان بیش ارزد زعفران عاشقان
- G1939:10 ای رسول غیرت مردان دهانم را مگیرتا دو سه نکته بگویم از زبان عاشقان
ganjoor: sh1939 · public domain