Dîvân de Shams› Ghazal 211 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · G211 · 15 vers
غزل شمارهٔ ۲۱۱
Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.
- G211:1 باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتاباز گلِ لعلپوش میبدراند قبا
- G211:2 بازرسیدند شاد زان سوی عالم چو بادمست و خرامان و خوش سبزقبایان ما
- G211:3 سروِ علمدار رفت سوخت خزان را به تفتوز سر کُه رخ نمود لاله شیرینلقا
- G211:4 سنبله با یاسمین گفت سلامٌ علیکگفت علیک السلام در چمن آ ای فتا
- G211:5 یافته معروفیی هر طرفی صوفییدستزنان چون چنار رقصکنان چون صبا
- G211:6 غنچه چو مستوریان کرده رخ ِخود نهانباد کشد چادرش کای سره رو برگشا
- G211:7 یار در این کوی ما آب در این جوی مازینت نیلوفری تشنه و زردی چرا ؟
- G211:8 رفت دیِ روتُرُش کشته شد آن عیشکُشعمر تو بادا دراز ای سمنِ تیزپا
- G211:9 نرگس در ماجرا چشمک زد سبزه راسبزه سخن فهم کرد گفت که فرمان تو را
- G211:10 گفت قَرَنفُل به بید من ز تو دارم امیدگفت عزبخانهام خلوتِ توست الصلا
- G211:11 سیب بگفت ای ترنج از چه تو رنجیدهای ؟گفت من از چشم بد مینشوم خودنما
- G211:12 فاخته با کو و کو آمد کان یار کوکردش اشارت به گل بلبلِ شیریننوا
- G211:13 غیر بهار ِجهان هست بهاری نهانماهرخ و خوشدهان باده بده ساقیا
- G211:14 یا قمرا طالعا فی الظلمات الدجینور مصابیحه یغلب شمس الضحی
- G211:15 چند سخن ماند لیک بیگه و دیرست نیکهر چه به شب فوت شد آرم فردا قضا
ganjoor: sh211 · public domain