Dîvân de Shams Ghazal 2388 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · G2388 · 18 vers

غزل شمارهٔ ۲۳۸۸

Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.

  1. G2388:1 این جا کسی‌ست پنهان دامان من گرفتهخود را سپس کشیده پیشان من گرفته
  2. G2388:2 این جا کسی‌ست پنهان چون جان و خوش‌تر از جانباغی به‌من نموده ایوان من گرفته
  3. G2388:3 این جا کسی‌ست پنهان همچون خیال در دلاما فروغ رویَش ارکان من گرفته
  4. G2388:4 این جا کسی‌ست پنهان مانند قند در نیشیرین شکرفروشی دکّان من گرفته
  5. G2388:5 جادو و چشم‌بندی چشم کسش نبیندسوداگری‌ست موزون میزان من گرفته
  6. G2388:6 چون گُل‌شکر من و او در هم‌دگر سرشتهمن خوی او گرفته او آنِ من گرفته
  7. G2388:7 در چشم من نیاید خوبان جمله عالمبنگر خیال خوبش مژگان من گرفته
  8. G2388:8 من خسته گِرد عالم درمان ز کس ندیدمتا درد عشق دیدم درمان من گرفته
  9. G2388:9 تو نیز دل‌کبابی درمان ز درد یابیگر گِرد درد گردی فرمان من گرفته
  10. G2388:10 در بحر ناامیدی از خود طمع بریدیزین بحر سر برآری مرجان من گرفته
  11. G2388:11 بشکن طلسم صورت بگشای چشم سیرتتا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته
  12. G2388:12 ساقیِ غیب بینی پیدا سلام کردهپیمانه جام کرده پیمان من گرفته
  13. G2388:13 من دامنش کشیده کای نوح روح‌دیدهاز گریه عالمی بین طوفان من گرفته
  14. G2388:14 تو تاج ما و آنگه سرهای ما شکستهتو یار غار و آنگه یاران من گرفته
  15. G2388:15 گوید ز گریه بگذر زان سوی گریه بنگرعشاق روح گشته ریحان من گرفته
  16. G2388:16 یاران دل‌شکسته بر صدر دل نشستهمستان و می‌پرستان میدان من گرفته
  17. G2388:17 همچو سگان تازی می‌کُن شکار خامشنی چون سگان عوعو کهدان من گرفته
  18. G2388:18 تبریز شمس دین را بر چرخ جان ببینیاشراق نور رویش کیهان من گرفته

ganjoor: sh2388 · public domain