Dîvân de Shams Ghazal 2631 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · G2631 · 22 vers

غزل شمارهٔ ۲۶۳۱

Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.

  1. G2631:1 تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدیامروز مکن حیله که آن رفت که دیدی
  2. G2631:2 ما را به حکایت به در خانه ببردیبر در بنشاندی و تو بر بام دویدی
  3. G2631:3 صد کاسه همسایه مظلوم شکستیصد کیسه در این راه به حیلت ببریدی
  4. G2631:4 آن کیست که او را به دغل خفته نکردیوز زیر سر خفته گلیمی نکشیدی
  5. G2631:5 گفتی که از آن عالم کس بازنیامدامروز ببینی چو بدین حال رسیدی
  6. G2631:6 امروز ببینی که چه مرغی و چه رنگیکز زخم اجل بند قفس را بدریدی
  7. G2631:7 امروز ببینی که کیان را یله کردیامروز ببینی که کیان را بگزیدی
  8. G2631:8 یا شیر ز پستان کرامات چشیدییا شیر ز پستان سیه دیو مکیدی
  9. G2631:9 ای باز کلاه از سر و روی تو برون شدخوش بنگر و خوش بشنو آنچ نشنیدی
  10. G2631:10 آن جا بردت پای که در سر هوسش بودو آن جا بردت دیده که آن جا نگریدی
  11. G2631:11 بر تو زند آن گل که به گلزار بکشتیدر تو خلد آن خار که در یار خلیدی
  12. G2631:12 تلخی دهد امروز تو را در دل و در کامآن زهرگیایی که در این دشت چریدی
  13. G2631:13 آن آهن تو نرم شد امروز ببینیکه قفل دری یا جهت قفل کلیدی
  14. G2631:14 طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکیرد فلکی این دم اگر زشت و پلیدی
  15. G2631:15 گر آب حیاتی تو و گر آب سیاهیاین چشم ببستی تو در آن چشمه رسیدی
  16. G2631:16 با جمله روان‌ها بپر روح روانیاین است سزای تو گر از نفس جهیدی
  17. G2631:17 با خالق آرام تو آرام گرفتیوز آب و گل تیره بیگانه رمیدی
  18. G2631:18 امروز تو را بازخرد شعله آن نورکاین جا ز دل و جان به دل و جانش خریدی
  19. G2631:19 آن سیمبر اندر بر سیمین تو آیدکو را چو نثار زر از این خاک بچیدی
  20. G2631:20 ای عشق ببخشای تو بر حال ضعیفانکز خاک همان رست که در خاک دمیدی
  21. G2631:21 خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنکدر دیده هر ذره چو خورشید پدیدی
  22. G2631:22 خاموش و دهان را به خموشی تو دوا کنزیرا که ز پستان سیه دیو چشیدی

ganjoor: sh2631 · public domain