Dîvân de Shams› Ghazal 3038 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · G3038 · 19 vers
غزل شمارهٔ ۳۰۳۸
Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.
- G3038:1 ببرد عقل و دلم را براق عشق معانیمرا بپرس کجا برد آن طرف که ندانی
- G3038:2 بدان رواق رسیدم که ماه و چرخ ندیدمبدان جهان که جهان هم جدا شود ز جهانی
- G3038:3 یکی دمیم امان ده که عقل من به من آیدبگویمت صفت جان تو گوش دار که جانی
- G3038:4 ولیک پیشتر آ خواجه گوش بر دهنم دهکه گوش دارد دیوار و این سریست نهانی
- G3038:5 عنایتیست ز جانان چنین غریب کرامتز راه گوش درآید چراغهای عیانی
- G3038:6 رفیق خضر خرد شو به سوی چشمه حیوانکه تا چو چشمه خورشید روز نور فشانی
- G3038:7 چنانک گشت زلیخا جوان به همت یوسفجهان کهنه بیابد از این ستاره جوانی
- G3038:8 فروخورد مه و خورشید و قطب هفت فلک راسهیل جان چو برآید ز سوی رکن یمانی
- G3038:9 دمی قراضه دین را بگیر و زیر زبان نهکه تا به نقد ببینی که در درونه چه کانی
- G3038:10 فتادهای به دهانها همیگزندت مردملطیف و پخته چو نانی بدان همیشه چنانی
- G3038:11 چو ذره پای بکوبی چو نور دست تو گیردز سردیست و ز تری که همچو ریگ گرانی
- G3038:12 چو آفتاب برآمد به خاک تیره بگویدکه چون قرین تو گشتم تو صاحب دو قرانی
- G3038:13 تو بز نهای که برآیی چراغپایه به بازیکه پیش گله شیران چو نره شیر شبانی
- G3038:14 چراغ پنج حست را به نور دل بفروزانحواس پنج نمازست و دل چو سبع مثانی
- G3038:15 همیرسد ز سموات هر صبوح نداییکه ره بری به نشانی چو گرد ره بنشانی
- G3038:16 سپس مکش چو مخنث عنان عزم که پیشتدو لشکرست که در وی تو پیش رو چو سنانی
- G3038:17 شکر به پیش تو آمد که برگشای دهان راچرا ز دعوت شکر چو پسته بسته دهانی
- G3038:18 بگیر طبله شکر بخور به طبل که نوشتمکوب طبل فسانه چرا حریف زبانی
- G3038:19 ز شمس مفخر تبریز آفتاب پرستیکه اوست شمس معارف رئیس شمس مکانی
ganjoor: sh3038 · public domain