Dîvân de Shams Ghazal 456 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · G456 · 14 vers

غزل شمارهٔ ۴۵۶

Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.

  1. G456:1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیستعاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
  2. G456:2 بی حد و بی‌کناری نایی تو در کنارای بحر بی‌امان که تو را زینهار نیست
  3. G456:3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقانچون چرخ بی‌قرار کسی را قرار نیست
  4. G456:4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیستجز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
  5. G456:5 تا کار و بار عشق هوای تو دیده‌امما را تحیریست که با کار کار نیست
  6. G456:6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیستیک شیر وانما که تو را او شکار نیست
  7. G456:7 مرغان جسته‌ایم ز صد دام مردواردامیست دام تو که از این سو مطار نیست
  8. G456:8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوحبا جام باده‌ای که مر آن را خمار نیست
  9. G456:9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراقگفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
  10. G456:10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببینمپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
  11. G456:11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفاهنگام مردنست زمان عقار نیست
  12. G456:12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیرزیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
  13. G456:13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویشسوی مقربان وصالت گذار نیست
  14. G456:14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوشجز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست

ganjoor: sh456 · public domain