Dîvân de Shams Ghazal 507 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · G507 · 15 vers

غزل شمارهٔ ۵۰۷

Ouvrez un distique pour sa page : traduction, commentaire, mots difficiles.

  1. G507:1 کیست که او بنده رای تو نیستکیست که او مست لقای تو نیست
  2. G507:2 غصه کشی کو که ز خوف تو نیستیا طربی کان ز رجای تو نیست
  3. G507:3 بخل کفی کو که ز قبض تو نیستیا کرمی کان ز عطای تو نیست
  4. G507:4 لعل لبی کو که ز کان تو نیستمحتشمی کو که گدای تو نیست
  5. G507:5 متصل اوصاف تو با جان‌هایک رگ بی‌بند و گشای تو نیست
  6. G507:6 هر دو جهان چون دو کف و تو چو جانکف چه دهد کان ز سخای تو نیست
  7. G507:7 چشم کی دیدست در این باغ کونرقص گلی کان ز هوای تو نیست
  8. G507:8 غافل ناله کند از جور خلقخلق به جز شبه عصای تو نیست
  9. G507:9 جنبش این جمله عصاها ز توستهر یک جز درد و دوای تو نیست
  10. G507:10 زخم معلم زند آن چوب کیستکیست که او بند قضای تو نیست
  11. G507:11 همچو سگان چوب تو را می‌گزنددر سرشان فهم جزای تو نیست
  12. G507:12 دفع بلای تن و آزار خلقجز به مناجات و ثنای تو نیست
  13. G507:13 بشکنی این چوب نه چوبش کمستدفع دو سه چوب رهای تو نیست
  14. G507:14 صاحب حوت از غم امت گریختجان به کجا برد که جای تو نیست
  15. G507:15 بس کن وز محنت یونس بترسبا قدر استیزه به پای تو نیست

ganjoor: sh507 · public domain