पढ़िए› दफ़्तर 2› प्रस्तावना› शेर 102
M2:102 — گفت وهمم کان خیال تست هان / ذات خود را از خیال خود بدان
M2:102
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
در لحظهای که سالک با دیدن تصویر خود در چشم مرشد به شناخت خویش میرسد، ندای شک و تردید از درونش برمیخیزد و به او هشدار میدهد که این تجربه ممکن است تنها یک توهم و خیالپردازی باشد، نه یک کشف حقیقی.
این بیت لحظهی حساس تردید در اوج تجربهی عرفانی را به تصویر میکشد. مولانا پس از آنکه «آینهی کلی» و «یار» را در وجود حسامالدین چلبی مییابد و با نگریستن در چشمان او، نقش حقیقی خود را میبیند و به وجد میآید، ناگهان با صدای درونی «وهم» روبرو میشود.
«وهم» در اینجا نمایندهی عقل جزئی، شکاکیت و وسوسههای نفسانی است که اصالت تجربهی شهودی را زیر سؤال میبرد. این ندا به سالک هشدار میدهد که مبادا آنچه را «وصال» و «خودشناسی» میپندارد، صرفاً یک فرافکنی ذهنی و خیالی باطل باشد. این بیت در واقع، مانعی درونی را توصیف میکند که هر سالکی در مسیر معنوی با آن روبرو میشود: تمایز نهادن میان شهود حقیقی (کشف ذات) و پندار فریبنده (خیال).
پاسخ به این تردید در ابیات بعدی میآید، جایی که خودِ تصویر از درون چشم یار به سخن درآمده و حقیقی بودن خود را تأیید میکند و نشان میدهد که چشم عارف کامل، جایگاه خیال و وهم نیست، بلکه خانهی «هستی» و حقیقت است.
- وهمم
- وهم من، پندار و گمان من، شک و تردید درونیام
- هان
- آگاه باش، هشیار باش (شبهجمله برای تنبیه و آگاهی دادن)
- ذات
- اصل، حقیقت، جوهر وجود
- بدان
- بشناس، تشخیص بده، تمیز بده
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.