पढ़िए› दफ़्तर 2› उदाहरण› शेर 750
M2:750 — بانگ غولان هست بانگ آشنا / آشنایی که کشد سوی فنا
M2:750
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
صداهای فریبندهای که انسان را به سوی تباهی میکشانند، اغلب ظاهری آشنا و دوستانه دارند و به همین دلیل خطرناکترند.
مولانا در این بخش از مثنوی، انسان را از فریبهای دنیوی و نفسانی برحذر میدارد. او این فریبها را به «بانگ غولان» تشبیه میکند؛ موجودات افسانهای که در بیابان با تقلید صدای آشنایان و دوستان، مسافران را از راه اصلی منحرف کرده و به کام مرگ میفرستند.
نکتهٔ اصلی این بیت در کلمهٔ «آشنا» نهفته است. خطر واقعی، دشمنی آشکار نیست، بلکه وسوسهای است که در لباس دوست ظاهر میشود. این بانگ آشنا، همان امیال درونی خود ماست که مولانا در بیتهای بعدی به آنها اشاره میکند: «مال خواهم، جاه خواهم و آبرو». این خواستههای نفسانی، ظاهراً خودی و آشنا به نظر میرسند، اما در حقیقت انسان را از مسیر معنوی و رسیدن به مقصد حقیقی باز میدارند و عمر او را تباه میکنند.
بنابراین، این بیت هشداری است برای سالک تا فریب هر صدای جذابی را نخورد و برای تشخیص حقیقت از مجاز، به یک «محک» یا راهنمای دانا نیازمند است، چنانکه در بیتهای قبل ذکر شد. در غیر این صورت، به دنبال صدایی آشنا، به سوی فنا و نابودی کشیده خواهد شد.
- غولان
- جمع غول؛ موجودات خیالی و اهریمنی که در بیابانها مسافران را گمراه و هلاک میکنند.
- بانگ
- فریاد، صدا، آواز بلند.
- آشنا
- فردی که میشناسیم، دوست، آشناییدهنده.
- فنا
- نیستی، نابودی، هلاک شدن. (در اینجا به معنای منفی به کار رفته، نه به معنای اصطلاحی عرفانی آن یعنی «فناء فی الله»).
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.