पढ़िए दफ़्तर 6 पैगंबर हूद अलैहिस्सलाम का चमत्कार, जब आँधी आई तो उनकी उम्मत के मोमिनों को बचाना शेर 2219

M6:2219 — کی دروغی قیمت آرد بی ز راست / در دو عالم هر دروغ از راست خاست

کی دروغی قیمت آرد بی ز راستدر دو عالم هر دروغ از راست خاست
✦ इस बैत को हिन्दी में प्रस्तुत करें

M6:2219

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کی دروغی بدون راست ارزش می‌یابد؟ در هر دو جهان، هر دروغی از راست برخاسته است. معنا: این بیت بیان می‌کند که دروغ و باطل، ذاتاً از حقیقت و راستینگی وجود می‌گیرند؛ بدون وجود اصل و حقیقت، دروغ هرگز نمی‌تواند ارزش یا اعتباری کسب کند.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای فلسفی و عرفانی بسیار عمیق اشاره می‌کند که در ردّ دیدگاه‌های سطحی دربارهٔ پدیده‌های غیرواقعی است. برخی گمان می‌برند که ترس‌ها یا اوهام، بی‌پایه و صرفاً خیالی‌اند و واقعیتی در پس آن‌ها نیست. اما مولانا قاطعانه می‌گوید: «هیچ وهمی بی‌حقیقت کی بود؟ هیچ قلبی بی‌صحیحی کی رود؟» یعنی هر خیال و وهمی، هرچند غیرواقعی به نظر رسد، سرانجام به یک حقیقت و سرچشمه‌ای واقعی بازمی‌گردد.

اینجاست که مولانا تمثیل دروغ و راست را به میان می‌آورد و می‌پرسد: «کی دروغی قیمت آرد بی ز راست؟ در دو عالم هر دروغ از راست خاست.» من می‌خواهم بگویم که دروغ، خود به تنهایی و بدون پشتوانهٔ راست، هرگز نمی‌تواند خریداری داشته باشد یا به سکه‌ای رایج تبدیل شود. ارزش دروغ، ولو به ظاهر، از وجود راست ناشی می‌شود. این درست مانند سکه تقلبی است؛ اگر سکهٔ صحیح و راستین وجود نداشته باشد، سکهٔ تقلبی نیز بی‌معنا و بی‌ارزش خواهد بود. دروغگو، رواج و فروغ راست را دیده است؛ او به امید اینکه دروغش نیز همچون راست رواج یابد و مقبول افتد، به دروغ متوسل می‌شود. پس دروغ، پوششی است بر حقیقت، واژگونه کردنِ آن، نه چیزی کاملاً مجزا و بی‌ریشه.

مولانا خطاب به دروغ می‌گوید: «ای دروغی که ز صدقت این نواست / شکر نعمت گو، مکن انکار راست.» یعنی ای دروغ، تو اگر نوایی داری و اگر گاهی مقبول می‌افتی، این از صدق و راستی است که در این عالم وجود دارد. تو باید شکر این نعمت را به جا آوری که راستی هست و تو می‌توانی خود را به جامهٔ آن درآوری. این همان داستان مشهور حق و باطل است که باطل لباس حق را می‌پوشد و در میان مردم جولان می‌دهد. این نشان می‌دهد که حقی هست تا باطل بتواند از جامهٔ آن بهره گیرد و خود را عرضه کند.

این دیدگاه، ریشه‌ای عمیق در توحید افعالی دارد. در عالم هستی هیچ چیز باطلی وجود ندارد مگر آنکه به طریقی از حقی ریشه گرفته باشد. هر انحرافی، انحراف از یک صراط مستقیم است که ابتدا وجود داشته است. این شیوهٔ نگریستن به عالم، جهان را پر از معنا می‌کند، حتی در پدیده‌هایی که ظاهراً پوچ و بی‌اساس می‌نمایند.

نکات کلیدی

  • هر دروغی، حتی وهم و خیال، ریشه‌ای در حقیقت دارد.
  • ارزش دروغ و باطل، از وجود راست و حق نشأت می‌گیرد؛ بدون راست، دروغ بی‌اعتبار است.
  • دروغ، پوششی است بر حقیقت یا واژگونه کردن آن، نه چیزی کاملاً مجزا.
  • مولانا خطاب به دروغ می‌گوید که باید از وجود راست، که به آن اعتبار بخشیده، سپاسگزار باشد.
  • این نگاه ریشه‌ای عمیق در توحید افعالی دارد: در عالم هستی، هیچ باطلی نیست مگر ریشه‌گرفته از حقی.

Sources: d6-s51 · 47:35:00 d6-s51 · 57:53:00

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.