पढ़िए दफ़्तर 6 उस ख़ज़ाने के खोजी का बहुत खोजने, लाचारी और मजबूरी के बाद अल्लाह से इनाबत करना कि हे ज़ाहिर करने वाले, इस छुपी हुई चीज़ को ज़ाहिर कर दे शेर 2325

M6:2325 — بودمی آگه ز منزلهای جان / وقت خواب و بیهشی و امتحان

بودمی آگه ز منزلهای جانوقت خواب و بیهشی و امتحان
✦ इस बैत को हिन्दी में प्रस्तुत करें

M6:2325

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای کاش از جایگاه‌های جان آگاه می‌بودم، حتی در زمان خواب و بیهوشی و در هنگامهٔ امتحان‌های زندگی. معنا: این بیت به ناتوانی انسان در شناخت و مدیریت مراحل عمیق‌تر وجودش در زمان‌هایی که اختیار از او سلب می‌شود، مانند خواب، بیهوشی یا هنگام مصیبت، اشاره دارد؛ جایی که کنترل ظاهر از دست می‌رود و حقیقت بی‌قدرتی او آشکار می‌شود.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیرامونش، به نکته‌ای کلیدی در معرفت‌شناسی خود می‌پردازد: ناتوانی انسان از تدبیر کامل وجود خویش. ما در اوقاتی که اختیار از کف ما بیرون می‌رود، همچون خواب، بیهوشی، یا در اوج امتحان‌ها و گرفتاری‌های زندگی، از "منزلهای جان"، یعنی آن لایه‌های عمیق‌تر و سِرّی وجودمان، بی‌خبر می‌مانیم. این بی‌خبری نشانه‌ای از عدم استقلال مطلق ماست؛ چرا که اگر زمام امور در دست خود ما بود، بی‌تردید در این مواقع نیز بر "جان" و "منازل" آن اشراف داشتیم.

من این را بارها گفته‌ام که اگر اختیار ما مطلق بود، بی‌درنگ خود را به کامل‌ترین و زیباترین و داناترین موجود عالم تبدیل می‌کردیم. ما می‌خواهیم نیکوکارترین باشیم، اما نمی‌توانیم. این عدم توانایی در سامان دادن به خود و مسیر "جان"، در حقیقت همان "هیچ" بودن ماست که شب‌ها یا در حالات بیهوشی و ضعف، آشکارتر می‌شود. شب‌ها ما خالی می‌شویم، وجودمان به حالت "عدم" بازمی‌گردد و سپس با "دَم" و "نَفَس" دیگری، یعنی از سوی خداوند، دوباره پر می‌شویم و به هستی بازمی‌گردیم. این "پر شدن"، نه به اختیار ما، بلکه به مشیت خالق است.

پس وقتی ما در چنین ضعف و بی‌خبری ریشه‌ای از "منازل جان" خود به سر می‌بریم، آن هم در زمان‌هایی که هوش و حواس ما به ظاهر فعال نیست، چگونه می‌توانیم این‌قدر خودپسند و "معجب" باشیم؟ اینجاست که مولانا با آوردن ابیات بعدی، به این پارادوکس بزرگ وجود انسان اشاره می‌کند: از یک سو ناتوانی مطلق در تدبیر نفس در زمان‌های کلیدی، و از سوی دیگر، خودبینی و غروری که محصول نادانی ماست. این بیت تلنگری است برای بیدار شدن از این غفلت و یادآوری "جود" الهی که ما را بی‌هیچ استحقاق قبلی، هستی و دانش و جان بخشیده است.

نکات کلیدی

  • ناتوانی انسان در کنترل عمیق‌ترین ابعاد وجودی خود، به‌ویژه در زمان‌هایی که ارادهٔ او معلق می‌شود (خواب، بیهوشی، امتحان).
  • این بیت نقدی بر خودبزرگ‌بینی انسان است؛ چگونه می‌توانیم "معجب" باشیم در حالی که بر "منازل جان" خود در لحظات کلیدی واقف نیستیم؟
  • شب و حالات مشابه آن، نمادی از بازگشت به "هیچ" بودن و تسلیم شدن به تدبیر الهی است.
  • وجود و هستی ما نه از سر استحقاق، که نتیجهٔ "جود" و کرم مطلق الهی است؛ ناتوانی ما در این بیت تأییدگر این نکته است.

Sources: d6-s54 · 59:13 d6-s54 · 03:52 d6-s54 · 54:39

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.