पढ़िए दफ़्तर 6 उस ख़ज़ाने के खोजी का बहुत खोजने, लाचारी और मजबूरी के बाद अल्लाह से इनाबत करना कि हे ज़ाहिर करने वाले, इस छुपी हुई चीज़ को ज़ाहिर कर दे शेर 2331

M6:2331 — در زمان بیهشی خود هیچ من / در زمان هوش اندر پیچ من

در زمان بیهشی خود هیچ مندر زمان هوش اندر پیچ من
✦ इस बैत को हिन्दी में प्रस्तुत करें

M6:2331

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام که بی‌هوشم، من هیچ نیستم؛ و آن‌گاه که به هوش می‌آیم، خود را در گرفتاری و پیچیدگی می‌یابم. معنا: این بیت سرگشتگی وجودی انسان را در هر دو حالت هشیاری و بیهوشی به تصویر می‌کشد، حالاتی که در هر دو انسان از خود اختیاری ندارد و در رنج است.

شرح

این بیت از آن جملاتی است که مولانا در آن به تمام قد قامت هستی انسان را وصف می‌کند، در حالی که دست و پایش بسته است. می‌گوید: «در زمان بیهشی خود هیچ من». بله، در خواب و بیهوشی چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟ هیچ. گویی خداوند همه چیز را از ما ستانده و ما را چون جعبه‌ای خالی به حال خود وامی‌نهد. این «هیچ» نه تنها به فقدان اختیار در آن لحظات اشاره دارد، بلکه تلویحاً به عالم عدم پیش از وجود و وضعیت نیستیِ پیشین ما نیز ارجاع می‌دهد؛ اینکه چگونه هر یک از ما از آن نیستی به هستی آمده‌ایم و به اراده‌ای دیگر «پر» شده‌ایم. دغدغهٔ این درویش در سخن مولانا این است که فردا چه چیزی در این صندوق تهی ریخته خواهد شد تا مرا دوباره به عرصهٔ وجود بازفرستد.

و اما «در زمان هوش اندر پیچ من». وقتی هم که به هوشم، یعنی در بیداری و هشیاری، در هزاران پیچ و خم گرفتارم. پیچیدن به خود از شدت رنج، استرس‌های زندگی، نگرانی‌های بی‌شمار، دغدغه‌های روزمره و دست و پا زدن در میان مشکلات. پس نه در بیهوشی اختیار و وجودی دارم، و نه در هشیاری آرامش و فراغ خاطری. در هر دو حالت، من از خود هیچ ندارم و در چنگ تقدیرم.

این بیت بلافاصله با بیت‌های عمیق دیگری دنبال می‌شود که این معنی را ژرفا می‌بخشد: «هیچ دیگر بر چنین هیچی منه / نام دولت بر چنین پیچی منه.» مولانا از زبان درویش به خداوند خطاب می‌کند که خدایا، این موجودِ «هیچ» را بیش از این «هیچ» مکن، و این موجودِ در «پیچ» را پیچیده‌تر و رنجورتر مساز. بر این حالِ پیچیده، پُررنج، پُردغدغه، و پُرهراس من نام «دولت» و بخت نیکو مگذار. این حال، حالتِ فقر و افتقار محض است، نه اقبال و سعادت.

این اقرار به عجز و بی‌اختیاری، از مهم‌ترین معرفت‌های عرفانی مولاناست. ما با آنکه آرزو می‌کنیم که عاقل‌ترین، زیباترین و نیکوکردارترین باشیم، اما به ارادهٔ خود نمی‌توانیم چنین شویم. گویی از پیش «پرورده» و «ساخته» شده‌ایم. این درماندگی، پرسشی بزرگ را پیش می‌کشد: پس این همه «معجبی» و خودپسندی از کجا می‌آید، در حالی که در هیچ‌یک از حالات وجودی خود بر خود تسلطی نداریم؟ این بیت در حقیقت اعترافِ عمیق درویش به فقر کامل وجودی و نیاز بی‌اندازه به پروردگار است، پیش از آنکه زنبیل دعا بردارد و اظهار عجز کند.

نکات کلیدی

  • انسان در هر دو حال بی‌هوشی (نیستی) و هوشیاری (گرفتاری)، از خود اختیاری ندارد.
  • «هیچ من» نه صرفاً فقدان، که وضعیت از پیش «پر شدن» و ساخته شدن توسط اراده‌ای دیگر است.
  • «اندر پیچ من» تصویرگر کشمکش‌ها و اضطراب‌های بی‌پایان وجود هشیار است.
  • مولانا این حالتِ عجز و سرگشتگی را فقر و افتقار حقیقی می‌داند، نه «دولت» یا اقبال.
  • این بیت نقدی ضمنی بر خودبینی و «معجبی» انسان در برابر ناتوانی‌های بنیادین اوست.

Sources: d6-s54 · 03:52:00 d6-s54 · 59:13:00 d6-s54 · 07:37:00

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.