पढ़िए दफ़्तर 6 पक्षी का शिकारी से रहबानीयत के बारे में बहस करना और रहबानीयत के अर्थ के बारे में, जिससे मुस्तफ़ा अलैहिस्सलाम ने अपनी उम्मत को मना किया था कि 'इस्लाम में कोई रहबानीयत नहीं है' शेर 533

M6:533 — چون بخورد آن گندم اندر فخ بماند / چند او یاسین و الانعام خواند

چون بخورد آن گندم اندر فخ بماندچند او یاسین و الانعام خواند
✦ इस बैत को हिन्दी में प्रस्तुत करें

M6:533

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: وقتی که آن دانه گندم را خورد، در دام افتاد؛ چه بسیار سوره‌های یاسین و انعام که پس از آن خواند. معنا: این بیت به سرنوشت پرنده‌ای اشاره دارد که با فریب گندم را می‌خورد و در دام می‌افتد، سپس با خواندن سوره‌های قرآن به دنبال نجات است. پیام بیت آن است که پشیمانی و عبادات پس از ارتکاب خطا، دیگر کارساز نیست و باید پیش از وقوع، به هوش بود.

شرح

در این بیت، مولانا با زبان رمز و حکایت، ما را به عمق یک نکتهٔ حیاتی در سلوک معنوی می‌برد. مرغِ داستان، نمادی است از انسانِ غفلت‌زده و شهوت‌پیشه. او با «گندم»—که می‌تواند همان مال شبهه‌ناک، مقام آلوده، یا هر شهوتِ فریبنده‌ای باشد—اغوا می‌شود و آگاهانه یا ناآگاهانه، خود را در «فخ» یا همان دام دنیا و نفس اسیر می‌کند. اما نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینجاست: پس از گرفتار شدن، مرغ شروع به خواندن سوره‌هایی چون یاسین و انعام می‌کند. اینجاست که مولانا با قاطعیت تمام، این عمل را بی‌فایده و ناکارآمد معرفی می‌کند.

آنچه مولانا در اینجا به چالش می‌کشد، دین‌داریِ صوری و بی‌محتواست. او اشاره می‌کند که بسیاری از «ثواب‌هایی» که برای سوره‌های قرآن نقل شده، از اساس ساختگی و بی‌اعتبار است، و مهم‌تر اینکه، خواندن این سوره‌ها بدون توجه به معنا، و تنها به امید دفع بلا یا جلب منفعت، چه پیش از گرفتاری و چه پس از آن، ره به جایی نمی‌برد. مولانا می‌گوید: «بعد درماندن چه افسوس و چه آه / پیش از آن بایست این دود سیاه.» یعنی افسوس خوردن و ناله سر دادن پس از خراب شدن کار، بی‌ثمر است. «دود سیاه»ِ دل‌سوخته و آگاه باید پیش از آن که حرص و هوس انسان را به سمت گندم بکشاند، برخیزد.

این آموزه، هم‌راستا با ضرب‌المثل‌های کهن فارسی و عربی است: «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.» و «کان زمان پیش از خرابی بصره است.» نکتهٔ اصلی این است که باید در لحظه‌ای که «حرص جنبید و هوس»، به دادرس حقیقی پناه برد و نه پس از آنکه کار از کار گذشت. حکایت آن پاسبان بی‌خیال که پس از غارت کاروان تازه شروع به طبل زدن و فریاد زدن می‌کند، دقیقا همین بی‌زمانی و ناکارآمدی عمل پس از فوت وقت را نشان می‌دهد. اینجاست که مولانا با غزل خود، حافظ را هم به یاد می‌آورد: «چو بر قبرم بخواهی بوسه دادن / چو بر سنگم بخواهی بوسه دادن / رخم را بوسه ده اکنون همانیم.» یعنی محبت و توجه و عملِ مؤثر، در زمان حیات و پیش از نابودی کارساز است، نه پس از آن. دین‌داری حقیقی، وقوف در لحظه و عملِ بهنگام است، نه تکیه بر اوراد و اذکارِ بی‌جان پس از گرفتار شدن در دام نفسانیات.

نکات کلیدی

  • پشیمانی و عبادات پس از ارتکاب خطا، غالباً بی‌اثر است؛ پیشگیری بر درمان مقدم است.
  • دین‌داری صوری و قرائت بی‌معنای متون دینی، بدون تحول درونی، کارساز نیست.
  • باید در لحظهٔ آغازین وسوسه و حرص، به هوش بود و از معبود مدد خواست.
  • داستان مرغ و دام، نمادی از غفلت انسان و اسارت در دام شهوات دنیوی است.
  • زمان‌شناسی و عمل بهنگام، اساس سلوک معنوی و پرهیز از گرفتار شدن در دام نفس است.

Sources: d6-s12 · 32:00 d6-s12 · 35:25 d6-s12 · 02:05:04

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.