पढ़िए› दफ़्तर 6› उस आशिक़ की कहानी जो रात में माशूक़ के वादे की उम्मीद में उस कमरे में आया था जहाँ इशारा किया गया था, और रात का कुछ हिस्सा इंतज़ार किया और उसे नींद आ गई। माशूक़ वादा पूरा करने आया, उसे सोया हुआ पाया, उसकी जेब अखरोट से भर दी और उसे सोया हुआ छोड़कर वापस लौट गया।› शेर 596
M6:596 — گفت روزی یار او که امشب بیا / که بپختم از پی تو لوبیا
M6:596
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
معشوق پس از سالها انتظار، سرانجام عاشق را برای یک ملاقات شبانه دعوت میکند و بهانۀ این دعوت، یک غذای ساده یعنی لوبیا است.
این بیت آغاز یک دعوت بسیار مهم و سرنوشتساز در داستان است. پس از سالها صبر و انتظار عاشق، معشوق بالاخره به او روی خوش نشان میدهد و او را به خلوت خود میخواند. نکتهٔ بسیار ظریف در این بیت، سادگی و معمولی بودن بهانۀ این دیدار است: «برایت لوبیا پختهام.»
مولانا با انتخاب یک غذای ساده و روزمره، به چند نکته اشاره میکند:
-
آزمون عشق: دعوت معشوق، ظاهری ساده و حتی پیش پا افتاده دارد. اما برای عاشق واقعی، نفسِ دعوت و فرصتِ حضور، مهمتر از هر چیز دیگری است. این یک آزمون است تا مشخص شود که آیا عاشق در پی تجملات است یا فقط به دنبال وصال یار.
-
تواضع معشوق: معشوق با یک بهانۀ فروتنانه عاشق را فرا میخواند. این نشان میدهد که در عالم عشق حقیقی، تکلف و تشریفات جایی ندارد. مهم، اصلِ ارتباط و حضور است، نه زرق و برق ظاهری.
-
رمز و کنایه: در ادبیات عرفانی، «غذا» یا «طعام» اغلب کنایه از فیض و معرفت معنوی است. معشوق به عاشق وعدۀ یک «غذای روحانی» را میدهد، اما آن را در قالب یک غذای ساده و مادی بیان میکند. این لوبیا، در واقع رمز وصال و بهرهمندی از حضور معشوق است که عاشق سالها برای آن گرسنگی کشیده بود.
- از پی
- به خاطرِ، برایِ
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.