पढ़िए दफ़्तर 6 सिद्दीक़ (उन पर अल्लाह राज़ी हो) का बिलाल (उन पर अल्लाह राज़ी हो) की घटना और यहूदियों के उस पर किए गए ज़ुल्म और उसके 'अहद अहद' कहने को दोहराना, और यहूदियों की दुश्मनी का बढ़ जाना, और उस घटना को मुस्तफ़ा (उन पर सल्लल्लाहु अलैहि व सल्लम) के सामने बयान करना और उसे खरीदने के बारे में मशवरा करना शेर 958

M6:958 — جغد را ویرانه باشد زاد و بود / هستشان بر باز زان زخم جهود

جغد را ویرانه باشد زاد و بودهستشان بر باز زان زخم جهود
✦ इस बैत को हिन्दी में प्रस्तुत करें

M6:958

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — उनके रिकॉर्ड किए गए मसनवी व्याख्यानों से

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جغد ویرانه را سرچشمهٔ روزی و هستی خویش می‌داند؛ خشم یهودی‌وارشان بر باز از همین روی است. معنا: جغدها ویرانه را زیستگاه و مایهٔ بقای خود می‌دانند و به همین دلیل، بر باز که آنان را به دنیایی والاتر و حقیقتی برتر فرامی‌خواند، خشم می‌ورزند.

شرح

این بیت تصویری عمیق و پرده‌بردار از تقابل میان دو گونهٔ وجودی و معرفتی را به دست می‌دهد: «جغد» و «باز». مولانا، همچون همیشه، از تمثیل برای بیان حقایق پیچیده بهره می‌گیرد. «جغد» در اینجا نماد انسان‌هایی است که به جهان فرودست و ویران خود دل بسته‌اند؛ کسانی که در ویرانهٔ دنیا مألوف و آسوده گشته‌اند و همان را زاد و بود و بودوباش خود می‌دانند. اینها به ظاهر آسوده‌اند، اما در حقیقت، گرفتار و محبوس در یک وهم و ادراک نادرست. این همان «خودبزرگ‌بینی» از سرِ «کوته‌بینی» است که جهان محدود خود را عین کمال می‌انگارد. از سوی دیگر، «باز» نماد سالکان حق، پیامبران و عارفان است؛ موجودی که دست‌آموز سلطان است و از کاخ‌ها و قصرها و باغ‌های معنوی خبر دارد. باز، به تعبیر دیگر، تجلی «روحِ متذکر» است که به دنبال اصل خویش است و می‌خواهد دیگران را نیز از خواب غفلت بیدار کند.

نزاع از همین‌جا آغاز می‌شود. باز، با یادآوریِ «آن دیار» و «قصر» و «ساعد شهریار»، آرامشِ کاذبِ جغدها را برهم می‌زند. این جغدها نمی‌خواهند کسی «مسکن» و «مأوای» آن‌ها را که در چشمشان «رشک اثیر» (حسادت آسمان) است، «خرابه» بخواند. این دقیقا همان مقاومتی است که پیامبران در طول تاریخ با آن روبه‌رو بوده‌اند. مولانا در دفتر سوم، از زبان قوم صبا (معبودان بابل)، به پیامبران می‌گوید: «ما به لهو و لغو فربه گشته‌ایم… مرغ مرگ‌اندیش گشتیم از شما.» یعنی شما با یادآوری حقایقی چون مرگ و جهان دیگر، بازی و لهو ما را مختل می‌کنید و آرامش‌مان را برهم می‌زنید. این جغدها نیز همین حال را دارند؛ می‌خواهند سرمست از ویرانهٔ خود، از حقیقت بی‌خبر بمانند و هرکه این آرامش را برهم زند، دشمن آنان است.

اما نکتهٔ کلیدی و تعیین‌کننده در این بیت، تعبیر «زان خشم جهود» است. اینجا «جهود» نه یک قوم خاص، بلکه نمادی از یک روحیه و خصلت است؛ خصلتی که در برابر حقیقت ایستادگی می‌کند و با نوعی عناد و لجاجت، پیامبران و منادیان حق را طرد می‌کند. این «خشم جهود» نماد آن مقاومتی است که ریشه‌های عمیق در تعلق به وضع موجود و منافع دنیوی دارد، حتی اگر آن وضعیت، ویرانه‌ای بیش نباشد. این خشم، نه از سرِ جهل مطلق، که از سرِ لجاجت در برابر نوری است که می‌آهند بتابد و ویرانگی‌شان را برملا کند. این خشم، در کلام مولانا، آنگاه فوران می‌کند که جغدان، بازِ حق‌گو را متهم به «شید» (مکر و حیله) و «عقده ریاست» و «هوای سلطنت» می‌کنند: «شید آوردی که تا جغدان ما / مر تو را سازند شاه و پیشوا.» این اتهام، خود انعکاسی از ذهنیتِ قدرت‌طلب و ویرانه‌ای است که حتی از یک دعوت معنوی هم بوی اقتدار دنیوی می‌شنود.

به گمان من، این بیت در واقع شرحی است از آن «جرمِ بی‌گناهی» که بازها مرتکب می‌شوند: «جرم او این است کو باز است و بس / غیر خوبی جرم یوسف چیست پس؟» جرم باز این است که باز است، یعنی از حقیقت باخبر است و نمی‌تواند خاموش بماند. این بیت، به عبارتی، نقشهٔ راهی است برای فهم مقاومت‌ها در برابر تحول معنوی و اخلاقی؛ مقاومتی که از درونِ «عادت» و «راحت‌طلبی» برمی‌خیزد و هر ندای حق را چون «فتنه و تشویش» تلقی می‌کند. این، نه تنها در عصر مولانا، که در هر عصری، روحیه‌ای آشنا و تکرارشدنی است.

نکات کلیدی

  • بیت، جغد و باز را نماد دو رویکرد متفاوت به هستی می‌داند: دل بستن به فرودستی در مقابل طلب تعالی.
  • «ویرانه» استعاره‌ای است از جهان محدود مادی که برخی انسان‌ها آن را مأوا و حتی بهشت خود می‌پندارند.
  • «خشم جهود» نمادی از مقاومت سرسختانه و عنادورزانه در برابر حقیقتی است که آسایش کاذب را برهم می‌زند.
  • پیامبران و عارفان با یادآوری اصل متعالی و حقیقت ویرانگیِ دنیای دون، غافلان را از خواب بیدار می‌کنند.
  • اتهام قدرت‌طلبی به منادیان حقیقت، غالباً پوششی است برای ترس از دست دادن قدرت و منافع دنیویِ خودِ معترضان.

Sources: d6-s21 · 00:15:10 d6-s21 · 00:16:59 d6-s21 · 00:20:20

به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.