दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 10› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰
- بر خوان شیران یک شبی بوزینهای همراه شد استیزهرو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
G10:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا·مهمان صاحبدولتم که دولتش پاینده با
- 2 بر خوان شیران یک شبی بوزینهای همراه شد·استیزهرو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
- 3 بنگر که از شمشیر شه در قهرِمان خون میچکد·آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا
- 4 گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان·تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را
- 5 آن کاو ز شیران شیر خوَرْد، او شیر باشد نیست مرد·بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
- 6 نوح ار چه مردموار بُد طوفان مردمخوار بُد·گر هست آتش ذرهای آن ذره دارد شعلهها
- 7 شمشیرم و خونریز من، هم نرمم و هم تیز من·همچون جهان فانیام ظاهر خوش و باطن بلا
ganjoor: sh10 · public domain