दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1001› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۰۱
- جان من اول که بدیدم تو را جان من از جان تو چیزی شنود
G1001:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 آه در آن شمع منور چه بود·کآتش زد در دل و دل را ربود
- 2 ای زده اندر دل من آتشی·سوختم ای دوست بیا زود زود
- 3 صورت دل صورت مخلوق نیست·کز رخ دل حسن خدا رو نمود
- 4 جز شکرش نیست مرا چارهای·جز لب او نیست مرا هیچ سود
- 5 یاد کن آن را که یکی صبحدم·این دلم از زلف تو بندی گشود
- 6 جان من اول که بدیدم تو را·جان من از جان تو چیزی شنود
- 7 چون دلم از چشمه تو آب خورد·غرقه شد اندر تو و سیلم ربود
ganjoor: sh1001 · public domain