दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1049› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۴۹
- دانی تو یقین و چون ندانی کز زخمه سخت بسکلد یار
G1049:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 صد بار بگفتمت نگهدار·در خشم و ستیزه پا میفشار
- 2 بر چنگ وفا و مهربانی·گر زخمه زنی بزن به هنجار
- 3 دانی تو یقین و چون ندانی·کز زخمه سخت بسکلد یار
- 4 میبخش و مخسب کاین نه نیکوست·ما خفته خراب و فتنه بیدار
- 5 میگویم و میکنم نصیحت·من خشک دماغ و گفت و تکرار
- 6 میخندد بر نصیحت من·آن چشم خمار یار خمار
- 7 میگوید چشم او به تسخر·خوش میگویی بگو دگربار
- 8 از تو بترم اگر ننوشم·پوشیده نصیحت تو طرار
- 9 استیزه گرست و لاابالیست·کی عشوه خورد حریف خون خوار
- 10 خامش کن و از دیش مترسان·کز باغ خداست این سمن زار
- 11 خاموش که بیبهار سبزست·بیسبلت مهر جان و آذار
ganjoor: sh1049 · public domain