दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1053› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۵۳
- هر دل که نسیم من بر او زد شد گلشن و گلستان پرنور
G1053:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 نزدیک توام مرا مبین دور·پهلوی منی مباش مهجور
- 2 آن کس که بعید شد ز معمار·کی گردد کارهاش معمور
- 3 چشمی که ز چشم من طرب یافت·شد روشن و غیب بین و مخمور
- 4 هر دل که نسیم من بر او زد·شد گلشن و گلستان پرنور
- 5 بی من اگرت دهند شهدی·یک شهد بود هزار زنبور
- 6 بی من اگرت امیر سازند·باشی بتر از هزار مأمور
- 7 میهای جهان اگر بنوشی·بیمن نشود مزاج محرور
- 8 در برق چه نامه بر توان خواند·آخر چه سپاه آید از مور
- 9 خلقان برقند و یار خورشید·بیگفت تو ظاهرست و مشهور
- 10 خلقان مورند و ما سلیمان·خاموش صبور باش و مستور
ganjoor: sh1053 · public domain