दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1060 शेर 5 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۶۰

  1. دسته دسته جامه‌های گازران از کار ماند تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار

G1060:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار·گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار
  2. 2 وانگهان چون گازری از گازران درویشتر·وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار
  3. 3 ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود·ابر پیش آورد اینک گازری با کار و بار
  4. 4 گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر·تا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار
  5. 5 دسته دسته جامه‌های گازران از کار ماند·تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار
  6. 6 هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل·سر ز خاک پای گازر برندارد زینهار
  7. 7 گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس·کز برای او برآید آفتاب از هر کنار

ganjoor: sh1060 · public domain