दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1076› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۷۶
- مای ما هم خفته بود و برده زحمت از میان مای ما با مای او گشته کنار اندر کنار
G1076:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار·باز اندر پرده میشد همچنین تا هشت بار
- 2 ساعتی بیرونیان را میربود از عقل و دل·ساعتی اهل حرم را میببرد از هوش و کار
- 3 دفتری از سحر مطلق پیش چشمش باز بود·گردشی از گردش او در دل هر بیقرار
- 4 گاه از نوک قلم سوداش نقشی میکشید·گاه از سرنای عشقش عقل مسکین سنگسار
- 5 چونک شب شد ز آتش رخسار شمعی برفروخت·تا دو صد پروانه جان را پدید آمد مدار
- 6 چون ز شب نیمی بشد مستان همه بیخود شدند·ما بماندیم و شب و شمع و شراب و آن نگار
- 7 مای ما هم خفته بود و برده زحمت از میان·مای ما با مای او گشته کنار اندر کنار
- 8 چون سحر این مای ما مشتاق آن ما گشته بود·ما درآمد سایهوار و شد برون آن مای یار
- 9 شمس تبریزی برفت اما شعاع روی او·هر طرف نوری دهد آن را که هستش اختیار
ganjoor: sh1076 · public domain