दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 109› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۹
- بدرم پوست را تو هم بدران چرا سازیم با خود جنگ و هیجا
G109:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بکت عینی غداه البین دمعا·و اخری بالبکا بخلت علینا
- 2 فعاقبت التی بخلت علینا·بان غمضتها یوم التقینا
- 3 چه مرد آن عتابم، خیز یارا·بده آن جام مالامال صهبا
- 4 نرنجم ز آنچ مردم میبرنجند·که پیشم جمله جانها هست یکتا
- 5 اگر چه پوستینی بازگونه·بپوشیدهست این اجسام بر ما
- 6 تو را در پوستین من میشناسم·همان جان منی در پوست جانا
- 7 بدرم پوست را تو هم بدران·چرا سازیم با خود جنگ و هیجا
- 8 یکی جانیم در اجسام مفرق·اگر خُردیم اگر پیریم و برنا
- 9 چراغکهاست کآتش را جدا کرد·یکی اصل است ایشان را و منشا
- 10 یکی طبع و یکی رنگ و یکی خوی·که سرهاشان نباشد غیر پاها
- 11 در این تقریر برهانهاست در دل·به سر با تو بگویم یا به اخفا
- 12 غلط خود تو بگویی با تو آن را·چه تو بر توست بنگر این تماشا
ganjoor: sh109 · public domain