दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1099› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۰۹۹
- پاره خواهم کرد من جامه ز تو ای برادر پارهای زین گرمتر
G1099:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای نهاده بر سر زانو تو سر·وز درون جان جمله باخبر
- 2 پیش چشمت سرکش روپوش نیست·آفرینها بر صفای آن بصر
- 3 بحر خونست ای صنم آن چشم نیست·الحذر ای دل ز زخم آن نظر
- 4 در مژه او گرچه دل را مژدههاست·الحذر ای عاشقان از وی حذر
- 5 او به زیر کاه آب خفتهست·پا منه گستاخ ور نی رفت سر
- 6 خفته شکلی اصل هر بیدادیی·تا ز خوابش تو نخسپی ای پسر
- 7 پاره خواهم کرد من جامه ز تو·ای برادر پارهای زین گرمتر
- 8 سرکه آشامی و گویی شهد کو·دست تو در زهر و گویی کو شکر
- 9 روح را عمریست صابون میزنی·یا تو را خود جان نبودست ای مگر
- 10 تا به کی صیقل زنی آیینه را·شرم بادت آخر از آیینه گر
- 11 سوی بحر شمس تبریزی گریز·تا برآرد ز آینه جانت گهر
ganjoor: sh1099 · public domain