दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1129› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۱۲۹
- عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر
G1129:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر·آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر
- 2 هر که جز این عاشقان، ماهیِ بیآب دان·مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر
- 3 عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت·برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر
- 4 هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟·چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟
- 5 سر ز خدا تافتی، هیچ رهی یافتی؟·جانب ره بازگرد، یاوه مرو خیر خیر
- 6 تنگ شکر خر بلاش، ور نخری سرکه باش·عاشق این میر شو، ور نشوی رو بمیر
- 7 جملهٔ جانهای پاک، گشته اسیران خاک·عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
- 8 ای که به زنبیل تو، هیچ کسی نان نریخت·در بن زنبیل خود، هم بطلب ای فقیر
- 9 چست شو و مرد باش، حق دهدت صد قماش·خاک سیه گشت زر، خون سیه گشت شیر
- 10 مفخر تبریزیان، شمس حق و دین بیا·تا برهد پای دل، ز آب و گل همچو قیر
ganjoor: sh1129 · public domain