दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1147› शेर 8 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۱۴۷
- برو به باده مخدوم شمس دین آمیز که نیست باده تبریز را خمار خمار
G1147:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بکش بکش که چه خوش میکشی بیار بیار·هزیمتان ره عشق را قطار قطار
- 2 کنار بازگشادست عشق از مستی·رسید دلشدگان را گه کنار کنار
- 3 ز دست خویش از آن ساغری که میدانی·اگر چه نیک خرابم بیا بیار بیار
- 4 قرار دولت او خواه و از قرار مپرس·که نیست از رخ او در دلم قرار قرار
- 5 نگار کردن چون اشک بر رخ عاشق·حلاوتیست در آن رو که زد نگار نگار
- 6 ایا کسی که درافتادهای به چنگالش·ز چنگ دوست رهیدن طمع مدار مدار
- 7 تو خون بدی وز عشقش چو شیر جوشیدی·چو شیر خون نشود تو از این گذار گذار
- 8 برو به باده مخدوم شمس دین آمیز·که نیست باده تبریز را خمار خمار
ganjoor: sh1147 · public domain