दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1186› शेर 5 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۱۸۶
- خلیل آن روز با آتش همیگفت اگر مویی ز من باقیست درسوز
G1186:5
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چنان مستم چنان مستم من امروز·که پیروزه نمیدانم ز پیروز
- 2 به هر ره راهبر هشیار باید·در این ره نیست جز مجنون قلاوز
- 3 اگر زندهست آن مجنون بیا گو·ز من مجنونی نادر بیاموز
- 4 اگر خواهی که تو دیوانه گردی·مثال نقش من بر جامه بردوز
- 5 خلیل آن روز با آتش همیگفت·اگر مویی ز من باقیست درسوز
- 6 بدو میگفت آن آتش که ای شه·به پیشت من بمیرم تو برافروز
- 7 بهشت و دوزخ آمد دو غلامت·تو از غیر خدا محفوظ و محروز
- 8 پیاپی میستان از حق شرابی·ندارد غیر عاشق اندر آن پوز
- 9 بده صحت به بیماران عالم·که در صحت نه معلومی نه مهموز
- 10 چو ناگفته به پیش روح پیداست·چو پوشیده شود بر روح مرموز
- 11 خمش کن از خصال شمس تبریز·همان بهتر که باشد گنج مکنوز
ganjoor: sh1186 · public domain