दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1211› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۲۱۱
- آن گفته پلیدت در روی شدت پدیدت پیدا بود خبیثی در روی و رنگ ناکس
G1211:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای روترش به پیشم بد گفتهای مرا پس·مردار بوی دارد دایم دهان کرکس
- 2 آن گفته پلیدت در روی شدت پدیدت·پیدا بود خبیثی در روی و رنگ ناکس
- 3 ما راست یار و دلبر تو مرگ و جسک میخور·هین کز دهان هر سگ دریا نشد منجس
- 4 بیت القدس اگر شد ز افرنگ پر از خوکان·بدنام کی شد آخر آن مسجد مقدس
- 5 این روی آینهست این یوسف در او بتابد·بیگانه پشت باشد هر چند شد مقرنس
- 6 خفاش اگر سگالد خورشید غم ندارد·خورشید را چه نقصان گر سایه شد منکس
- 7 ضحاک بود عیسی عباس بود یحیی·این ز اعتماد خندان وز خوف آن معبس
- 8 گفتند از این دو یا رب پیش تو کیست بهتر·زین هر دو چیست بهتر در منهج مؤسس
- 9 حق گفت افضل آنست کش ظن به من نکوتر·که حسن ظن مجرم نگذاردش مدنس
- 10 تو خود عبوس گینی نه از خوف و طمع دینی·از رشک زعفرانی یا از شماتت اطلس
- 11 این دو به کار ناید جز ناروا نشاید·ای وای آن که در وی باشد حسد مغرس
- 12 واهل ز دست او را تبت بس است او را·هر کو عدوی مه شد ظلمات مر ورا بس
- 13 اعدات آفتابا میدان یقین خفاشند·هم ننگ جمله مرغان هم حبس لیل عسعس
- 14 ابتر بود عدوش وان منصبش نماند·در دیده کی بماند گر درفتد در او خس
ganjoor: sh1211 · public domain