दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1217 शेर 5 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۲۱۷

  1. پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی هر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش

G1217:5

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش·گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
  2. 2 از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش·سیل درآید چو گیا هر طرفی می‌بردش
  3. 3 اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو·دور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
  4. 4 باده خوری مست شوی بی‌دل و بی‌دست شوی·بیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش
  5. 5 پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی·هر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش
  6. 6 گول شود هول شود وز همه معزول شود·دست نگیرد هنرش سود ندارد خردش
  7. 7 ای دم تو دام خمش بی‌گنهان را بمکش·ای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش

ganjoor: sh1217 · public domain