दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1235 शेर 7 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۲۳۵

  1. ز رویش شکر گویم یا ز خویش که کفو او نمی‌بیند جهانش

G1235:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 نگاری را که می‌جویم به جانش·نمی‌بینم میان حاضرانش
  2. 2 کجا رفت او میان حاضران نیست·در این مجلس نمی‌بینم نشانش
  3. 3 نظر می‌افکنم هر سو و هر جا·نمی‌بینم اثر از گلستانش
  4. 4 مسلمانان کجا شد نامداری·که می‌دیدم چو شمع اندر میانش
  5. 5 بگو نامش که هر کی نام او گفت·به گور اندر نپوسد استخوانش
  6. 6 خنک آن را که دست او ببوسید·به وقت مرگ شیرین شد دهانش
  7. 7 ز رویش شکر گویم یا ز خویش·که کفو او نمی‌بیند جهانش
  8. 8 زمینی گر نیابد شکل او چیست·که می‌گردد در این عشق آسمانش
  9. 9 بگو القاب شمس الدین تبریز·مدار از گوش مشتاقان نهانش

ganjoor: sh1235 · public domain