दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 129› शेर 8 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۲۹
- سر مینهد این خمار از بن هر لحظه شراب آن سری را
G129:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 مشکن دل مرد مشتری را·بگذار ره ستمگری را
- 2 رحم آر مها که در شریعت·قربان نکنند لاغری را
- 3 مخمور توام به دست من ده·آن جام شراب گوهری را
- 4 پندی بده و به صلح آور·آن چشم خمار عبهری را
- 5 فرمای به هندوانِ جادو·کز حد نبرند ساحری را
- 6 در ششدرهای فتاد عاشق·بشکن درِ حبس ششدری را
- 7 یک لحظه معزمانه پیش آ·جمع آور حلقه پری را
- 8 سر مینهد این خمار از بن·هر لحظه شراب آن سری را
- 9 صد جا چو قلم میان ببسته·تنگ شکر معسکری را
- 10 ای عشق برادرانه پیش آ·بگذار سلام سرسری را
- 11 ای ساقی روح از در حق·مگذار حق برادری را
- 12 ای نوح زمانه هین روان کن·این کشتی طبع لنگری را
- 13 ای نایب مصطفی بگردان·آن ساغر زفت کوثری را
- 14 پیغام ز نفخ صور داری·بگشای لب پیمبری را
- 15 ای سرخ صباغت علمدار·بگشا پر و بال جعفری را
- 16 پر لاله کن و پر از گل سرخ·این صحن رخ مزعفری را
- 17 اسپید نمیکنم دگر من·درریز رحیق احمری را
ganjoor: sh129 · public domain