दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1299› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۲۹۹
- گویند چون ز دور زمانه برون شدیم زان سو روان نباشد این جان ما دروغ
G1299:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ·گویند صبح نبود شام تو را دروغ
- 2 گویند بهر عشق تو خود را چه میکشی·بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ
- 3 گویند اشک چشم تو در عشق بیهدهست·چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ
- 4 گویند چون ز دور زمانه برون شدیم·زان سو روان نباشد این جان ما دروغ
- 5 گویند آن کسان که نرستند از خیال·جمله خیال بد قصص انبیا دروغ
- 6 گویند آن کسان که نرفتند راه راست·ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ
- 7 گویند رازدان دل اسرار و راز غیب·بیواسطه نگوید مر بنده را دروغ
- 8 گویند بنده را نگشایند راز دل·وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ
- 9 گویند آن کسی که بود در سرشت خاک·با اهل آسمان نشود آشنا دروغ
- 10 گویند جان پاک از این آشیان خاک·با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ
- 11 گویند ذره ذره بد و نیک خلق را·آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ
- 12 خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی·جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ
ganjoor: sh1299 · public domain