दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1324› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۲۴
- مه گوید بی ز آفتابش تا کی باشم ز چرخ آونگ
G1324:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 برخیز ز خواب و ساز کن چنگ·کان فتنه مه عذار گلرنگ
- 2 نی خواب گذاشت خواجه نی صبر·نی نام گذاشت خواجه نی ننگ
- 3 بدرید خرد هزار خرقه·بگریخت ادب هزار فرسنگ
- 4 اندیشه و دل به خشم با هم·استاره و مه ز رشک در جنگ
- 5 استاره به جنگ کز فراقش·این عرصه چرخ تنگ شد تنگ
- 6 مه گوید بی ز آفتابش·تا کی باشم ز چرخ آونگ
- 7 بازار وجود بیعقیقش·گو باش خراب سنگ بر سنگ
- 8 ای عشق هزارنام خوش جام·فرهنگ ده هزار فرهنگ
- 9 بیصورت با هزار صورت·صورت ده ترک و رومی و زنگ
- 10 درده ز رحیق خویش یک جام·یا از رز خویش یک کفی بنگ
- 11 بگشا سر خنب را دگربار·تا سر بنهد هزار سرهنگ
- 12 تا حلقه مطربان گردون·مستانه برآورند آهنگ
- 13 مخمور رهد ز قیل و از قال·تا حشر چو حشریان بود دنگ
ganjoor: sh1324 · public domain