दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1338› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۱۳۳۸
- دهد نوری طبیعت را دهد دادی شریعت را چو بسپارد ودیعت را بدان سرحد جان ای دل
G1338:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل·یقین اندر یقین آمد قلندر بیگمان ای دل
- 2 به هر لحظه ز تدبیری به اقلیمی رود میری·ز جاه و قوت پیری که باشد غیب دان ای دل
- 3 کجا باشید صاحب دل دو روز اندر یکی منزل·چو او را سیر شد حاصل از آن سوی جهان ای دل
- 4 چو بگذشتی تو گردون را بدیدی بحر پرخون را·ببین تو ماه بیچون را به شهر لامکان ای دل
- 5 زبون آن کشش باشد کسی کان ره خوشش باشد·روانش پرچشش باشد زهی جان و روان ای دل
- 6 دهد نوری طبیعت را دهد دادی شریعت را·چو بسپارد ودیعت را بدان سرحد جان ای دل
- 7 شنودی شمس تبریزی گمان بردی از او چیزی·یکی سری دل آمیزی تو را آمد عیان ای دل
ganjoor: sh1338 · public domain